ب . اضرار به اموال عمومى
از بدترين و شايعترين نوع مصرف ، مصرف بىرويه در بكارگيرى اموال عمومى و دولتى است ، كه مع الاسف امروزه به يك معضل بزرگ اقتصادى تبديل شده است .
در جامعهء كنونى نه تنها اهتمامى در تودهء مردم براى حفظ و نگهدارى اموال عمومى مشاهده نمىشود ، بلكه بىتفاوتى و حتى ضرررسانىِ عمدى فراوانى را مىتوان شاهد بود .
از اينها مشمئز كنندهتر ، بى مبالاتى برخى از متصديان در استفادههاى بىرويه و بعضاً شخصى در بيتالمال است ، كه مىتواند به ضعف بنيهء اقتصادى جامعه منجر شود .
از جمله موارد قابل ذكر ، حجيم كردن بىرويه دستگاههاى دولتى ، و تأسيس ارگانهاى غير لازم و بىثمر ، و نوعاً موازى است كه غالباً با صرف مبالغ هنگفتى همراه است .
اين در حالى است كه در بينش دينى در صرف بيت المال و جلوگيرى از تضييع آن تأكيد فراوانى شده است تا آنجا كه اميرمؤمنان على عليه السلام براى برخى از كارگزاران خويش نوشت : «
أدقّوا أقلامكم وقاربوا بين سطوركم واحذفوا من فضولكم واقصدوا قصد المعاني وإيّاكم والإكثار ، فإنّ أموال المسلمين لاتحتمل الإضرار
؛ نوك قلمهايتان را باريك كنيد ، و سطرها را به يكديگر نزديك نماييد ، مطالب زايد را حذف كنيد و از زيادهنويسى بپرهيزيد ، زيرا اموال مسلمانان تحمل اينگونه مصارف زيانبار را ندارد » . « 1 »
جمعبندى نهايى :
در اين بحث ، اركان اصلى و تأثيرگذارِ اقتصاد ، از نگاه اسلام بررسى شد ، شرايط ، ضوابط ، محدوديتها و ملازمات ديگر هر يك از اركان ، تقسيم منابع ، توليد ، توزيع و مصرف از نگاه دين بازكاوى گرديد و ضمن مقايسهء نگاه اسلام با نگاه اقتصادهاى رايج دنيا ، مشخص شد كه اسلام ، بر خلاف نظامهاى اقتصادى معمول ، چگونه همهء ابعاد روحى و جسمى انسان را در نظر گرفته و متناسب با آن برنامهء اقتصادىاش را در آن حوزهها ارائه داده است .
منابع و مآخذ
1 . قرآن كريم .
2 . نهجالبلاغه .
3 . اخلاق اقتصادى در قرآن و حديث ، جواد ايروانى ، چاپ قدس ، مشهد مقدس ، 1384 ش .
4 . اسدالغابة فى معرفة الصحابه ، على بن محمد بن اثير ، دارالكتب العربى ، بيروت .
5 . اسلام و چالش اقتصادى ، محمدعمر چيرا ، مترجمان :
ميرمعزى ، هادوى نيا ، يوسفى و جهانيان ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشهء اسلامى ، 1384 ش .
6 . اصول علم اقتصاد ، دومينيگ سالواتوره ، يوجين آديوليو ، ترجمهء دكتر محمد صفايى و نوروز على مهدى پور ، تهران ، مؤسسهء بانكدارى ايران ، 1370 ش .
هامش
( 1 ) . خصال ، ص 310 ، ح 85 ؛ بحارالانوار ، ج 41 ، ص 105 ، ح 6 .