يكديگر باشد ؛ اما شكى نيست كه روح و ملاك آن شامل همكارىها و پشتيبانىهاى دولت و كارگزاران حكومت به تودهء مردم از طريق تشكيل تعاونىها و ايجاد اشتغال و اعطاى وام به انسانهاى بىكار و نيازمند و توجه ويژه به مخترعان ومبتكران ، بخش پژوهش در طراحىهاى كلان اقتصادى نيز مىشود .
6 . ساير اصول و راهكارها
براى رسيدن به اهداف نظام اقتصادى اصول راهبردى ديگرى نيز وجود دارد كه از آن جمله است :
الف . « حضور و نظارت قانونمند دولت » . اينكه محدودهء دخالتهاى دولت در مسائل اقتصادى چه مقدار باشد و بخش خصوصى چه سهم و چه جايگاهى دارد از مباحث بسيار مهم و سرنوشتساز در نظام اقتصادى اسلام است ؛ مسألهاى كه افراط يا تفريط در آن مىتواند خسارتهاى فراوانى را به بار آورد . تفصيل اين بحث در مقالهء « نقش دولت در اقتصاد جامعه » در فصل ششم همين بخش آمده است .
اينكه شيوهء نحوهء نظارت دولت بر بخش خصوصى چيست و آنچه در متون دينى ما به عنوان « حسبه و نظارت ويژه » مطرح است كدام است و از چه تاريخچهاى برخوردار است و نيز « شيوههاى نظارت دولت بر نظام اقتصادى » نظير مسئلهء « تسعير » ( نرخگذارى ) و آراى فقهاى فريقين دربارهء آن و مسئلهء « احتكار » و پيشگيرى از بازار سياه و همچنين « نظارت دولت بر شيوهء مصرف » ، مسائلى است كه در فصل هفتم همين بخش تحت عنوان « نظارت بر نظام اقتصادى » آمده است .
تفكيك اين اصل و آوردن آن ضمن دو فصل مشاراليه از قبيل ذكر خاص بعد از عام به جهت اهميت آن خاص است .
ب . ديگر از اصول راهبردى « فضاسازى فرهنگى براى اقتصاد اسلامى » و « كنز و خروج ثروتها از چرخهء توليد » و دورى از انحصارطلبى و تراكم ثروت و تجمع آن در دست گروه خاص است كه به جهت برخوردار بودن از لون اخلاقى در بخش چهارم اين كتاب تحت عنوان « اخلاق و اقتصاد » خواهد آمد .
ج . يكى ديگر از اصول راهبردى « پرهيز از هرگونه اسراف » و ريخت و پاشهاى بىحساب است كه باز هم به جهت برخوردارى از لون اخلاقى در بخش مزبور ( چهارم ) ذكر خواهد شد .
د . ديگر از اصول راهبردى « اجتناب از فعاليتها و شيوههاى ضد ارزشى و ضد اخلاقى » و « حفظ اصالت فرهنگى در فعاليتهاى اقتصادى » و « مقدم داشتن مصالح جامعه بر اميال شخصى » و نيز « توجه به مصالح در مقابل منافع » و « آخرت محورى و ملاحظهء مقدميت دنيا براى آخرت در توليد و مصرف » است .
از بعضى از اين اصول نيز به جهت اخلاقى بودن آن ، در مقالهء « حاكميت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام » در بخش چهارم بحث شده است .