12 . انفاق و توسعهء اقتصادى
از جمله مبانى و اصولى كه فعّال اقتصادى بايد به آن معتقد باشد و آن را به عنوان يكى از سنتهاى حاكم الهى بپذيرد اين است كه از بذل و بخشش اموال در راه خدا هراسى نورزد و باور دارد كه انفاق فى سبيل اللَّه ، نه تنها سبب ركود اقتصادى نمىشود ، بلكه رشد و ترقى را در پى دارد . فعال اقتصادى به همين دليل از بخل و امساك در راه عمران و آبادانى شهرها و رفع نيازهاى نيازمندان جامعه و احياى ارزشهاى دينى و اخلاقى مىپرهيزد و انفاق و گذشت در راه خدا را منافى برنامهريزىها و محاسبات دقيق اقتصادى خودش نمىبيند .
قرآن كريم افزون بر آثار معنوى و روحى كه براى انفاق و گذشتهاى مالى ذكر مىكند مثل اينكه آن را سبب پاكى و پيراسته شدن : « الَّذِى يُؤْتِى مَالَهُ يَتَزَكَّى » « 1 » و تطهير و تزكيه : « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا » « 2 » مىداند ، به آثار و نتايج مادّى آن نيز اشاره مىكند مثل اينكه مىفرمايد : « يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِى الصَّدَقَاتِ » « 3 » يعنى ربا به « محق » و نقصان و نابودى تدريجى مبتلا مىكند و خداوند سرمايههاى ربوى را به نابودى سوق مىدهد ، زيرا « رباخوار به وسيلهء ثروتى كه در دست دارد حاصل دسترنج طبقهء زحمتكش را جمع مىكند و گاه با اين وسيله به هستى و زندگى آنان خاتمه مىدهد و يا دست كم بذر دشمنى و كينه در دل آنان مىپاشد و جان و مالش را در معرض خطر قرار مىدهد » « 4 » - به عكس ربا - خداوند صدقات را افزايش مىدهد ، زيرا « كسانى كه با عواطف انسانى و دلسوزى در اجتماع گام مىنهند و از سرمايه و اموالى كه تحت اختيار دارند انفاق كرده و در رفع نيازمندىهاى مردم مىكوشند با محبت و عواطف عمومى مواجه مىگردند و سرمايهء آنها نه تنها در معرض خطر نيست ، بلكه با همكارى عمومى ، رشد طبيعى خود را طى مىكند » « 5 » و چنين چيزى اختصاص به فرد ندارد ، بلكه « در اجتماعى كه به نيازمندىهاى عمومى رسيدگى شود قدرت فكرى و جسمى طبقهء زحمتكش و كارگر كه اكثريت اجتماع را تشكيل مىدهد بهكار مىافتد و به دنبال آن يك نظام صحيح اقتصادى كه بر پايهء همكارى عمومى و بهرهگيرى عموم استوار است بهوجود مىآيد » . « 6 »
در جاى ديگر كار كسانى كه اموال خود را اولًا نه براى ريا بلكه براى خشنودى خدا و طلب رضاى او انفاق مىكنند : « وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ » و ثانياً نفس خويش را بر اين نيّت خالص استوار و پايدار نگه مىدارند ( نه اينكه پس از انفاق خالصانه آن را با منتگذارى باطل كنند و از بين ببرند ) : « وَتَثْبِيتاً مِّنْ أَنْفُسِهِمْ » « 7 » به باغى تشبيه
هامش
( 1 ) . ليل ، آيهء 18 .
( 2 ) . توبه ، آيهء 103 .
( 3 ) . بقره ، آيهء 276 .
( 4 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 370 .
( 5 ) . همان ، ص 371 .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . متأسفانه مترجمان قرآن بالاتفاق ( مطابق فحص ناقصى كهصورت گرفت ) « تثبياً من انفسهم » را دقيق ترجمه نكردهاند ؛ ترجمهء دقيق اين جمله به همراه مجموع آيه چنين است : و مَثَل كسانى كه اموال خود را ( بدون ريا و ) تنها براى دستيابى به خشنودى خدا انفاق مىكنند و در اين خلوص نيّت ، خود را پايدار مىدارند ( و آن را به گذاشتن منّت پس از خلوص آلوده نمىسازند ) همچون مَثل بوستانى . . . .