بپرسد و از امور بىارزش سؤال نكند . آن حضرت در جواب فرمودند : آيا سؤالى وجود دارد كه بافضيلتتر از سؤال دربارهء حلال و حرام الهى بوده باشد ؟ !
( و هل يسأل الناس عن شىءٍ أفضل من الحلال و الحرام )
. « 1 »
ز ) در بعضى از روايات كسانى كه نسبت به يادگيرى مسائل فقهى بىاعتنا و بىتوجّه هستند به منزلهء اعراب جاهل بدوى
( تفقَّهوا فى الحلال و الحرام و إلّا فأنتم أعراب ) « 2 »
و ستمگران دوران جاهليّت
( لا تكونوا كجفاة الجاهلية لا فى الدّين يتفقّهون و لا من اللَّه يعقلون ) « 3 »
به حساب آمدهاند .
ح ) تعبيرات قابل توجّهى در ارتباط با « فقيه » ( يعنى صاحب بصيرت در دين كه قطعاً بخشى از اين بصيرت آشنايى با حلال و حرام و حدود الهى است ) در روايات وارد شده كه به ذكر بعضى از آنها اكتفا مىشود :
اوّل : اگر مؤمن فقيه از دنيا برود شكافى در اسلام ايجاد مىشود كه چيزى آن را پر نمىكند . « 4 »
دوم : مؤمنان فقيه ، قلعهها و دژهاى محكم اسلاماند ( و از اسلام حفاظت مىكنند ) همانند حفاظت ديوار شهر نسبت به شهر
( إنّ المؤمنين الفقهاء حصون الإسلام كحصن سور المدينة لها )
. « 5 »
سوم : وجود يك فقيه براى ابليس از هزار عابد ، سختتر و شديدتر است
( فقيه واحد أشدّ على إبليس من ألف عابد )
. « 6 »
چهارم : هيچ مرگى براى ابليس محبوبتر از مرگ فقيه نيست
( ما من أحد يموت من المؤمنين أحبّ إلى إبليس من موت فقيه )
. « 7 »
پنجم : فقيهان رهبران جامعهاند و نشستن نزد آنان عبادت است
( الفقهاء قادة و الجلوس إليهم عبادة )
. « 8 »
انكار نمىكنيم كه فقه در لغت مفهوم عامى دارد كه همهء معارف و احكام دينى را شامل مىشود ولى به يقين بخش مهمى از آن همان فقه مصطلح است ، به علاوه در بعضى از روايات تصريح به احكام مربوط به حلال و حرام شده است .
ط ) از جمله رواياتى كه در ارتباط با اهميّت فوق العادهء فقه و احكام حلال و حرام وارد شده ، رواياتى است كه مؤمنين را به فراگيرى و حفظ احاديث فقهى ترغيب و تشويق مىكند نظير روايتى كه مىگويد : فراگيرى يك حديث از راوى صادق ، از دنيا و همهء طلا و نقرهء آن بهتر است
( حديث فى حلال و حرام تأخذه من صادق خير من الدنيا و ما فيها من ذهب أو فضّة ) « 9 »
و رواياتى كه شايد در حدّ تواتر است و در ارتباط با حفظ چهل حديث وارد شده در بعضى صريحاً سخن از حفظ چهل حديث مربوط به حلال و حرام را مطرح مىكند مثل روايتى كه در آن امام
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 213 ، ح 9 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 214 ، ح 14 ، از امام باقر عليه السلام .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 166 .
( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 38 ، ح 2 ، از امام صادق عليه السلام .
( 5 ) . همان مدرك ، ح 3 ، از موسى بن جعفر عليه السلام .
( 6 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 177 ، ح 48 از رسول مكرم صلى الله عليه و آله .
( 7 ) . كافى ، ج 1 ، ص 38 ، ح 2 .
( 8 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 201 ، ح 9 .
( 9 ) . همان مدرك ، ص 214 ، ح 13 ، از امام صادق عليه السلام .