اجتماعى و سياسى به او مىآموزد در عرصهء روايات دينى اهميّت فوق العادهاى به « فقه » و يادگيرى مسائل حلال و حرام داده شده است ، از جمله :
الف ) در بعضى از روايات ، « فقه » به عنوان « ستون دين »
( إنّ لكلّ شىء دعامة و دعامة هذا الدين الفقه ) « 1 »
و « بالاترين عبادت » به حساب آمده
( افضل العبادة الفقه ) « 2 »
و برترين چيزى معرّفى شده كه خداى متعال با آن مورد پرستش واقع شده است
( ما عُبِد اللَّه تعالى بشىء أفضل من الفقه فى الدين )
. « 3 » تعبير به « فقه » در اين گونه موارد يا به قرينهء رواياتى كه به جاى آن به « حلال و حرام » تعبير شده
( و هل يسأل الناس أفضل من الحلال و الحرام ) « 4 »
خصوص احكام فرعى است و يا معناى عامّى است كه شامل احكام دينى فرعى نيز مىشود .
ب ) در روايت ديگرى فقه و بصيرت در دين كه قطعاً شامل بصيرت در حلال و حرام دينى نيز مىشود به عنوان تنها خيرى معرّفى شده كه خداوند به هركس كه اراده كند عطا مىكند
( إذا أراد اللَّه بعبد خيراً فقّهه فى الدين )
. « 5 »
ج ) در بعضى از روايات يادگيرى
« معالم الحلال و الحرام »
به عنوان فريضهء هر مسلمانى ذكر شده كه بايد آن را از اهلش فرا گرفت ؛ فريضهاى كه تعليم آن براى خدا « حسنه » و فراگيرى آن « عبادت » و بحث و گفتگو دربارهء آن « تسبيح » و عمل كردن به آن « جهاد » و ياد دادن آن به كسى كه آن را نمىداند « صدقه » و بذل و بخشش آن به اهلش « تقرّب الى اللَّه » مىباشد
( طلب العلم فريضة على كلّ مسلم فاطلبوا العلم من مظانّه و اقتبسوه من أهله فإنّ تعلّمه للّه حسنة و طلبه عبادة و المذاكرة به تسبيح و العمل به جهاد و تعليمه من لا يعلمه صدقة و بذله لأهله قربة إلى اللَّه تعالى لأنّه معالم الحلال و الحرام و منار سبل الجنة )
. « 6 »
تعليل به
« لأنّه معالم الحلال و الحرام . . . »
نشان مىدهد كه نظر به احكام فقهى مصطلح است .
د ) در روايات ديگرى انسان بىمبالات به فراگيرى فقه و احكام حلال و حرام ، مستحقّ تأديب « 7 » شمرده شده است .
ه ) در روايتى از امام صادق عليه السلام از رسول خدا مىخوانيم : « مسلمانى كه براى يادگيرى فقه ، برنامهريزى نكرده ، روزى از هفته را به آن اختصاص نمىدهد به راستى شايستهء سرزنش است » . « 8 »
و ) در روايت ديگرى از زراره و محمّد بن مسلم و بريد آمده كه مردى خدمت امام صادق عليه السلام عرضه داشت : فرزندى دارم كه علاقهمندم به محضر شما شرفياب شود و از فقه و حلال و حرام دينى از شما
هامش
( 1 ) . الكامل ( عبد اللَّه بن عدى ) ، ج 1 ، ص 378 ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
( 2 ) . خصال ، ج 1 ، ص 29 ، ح 10 ؛ المعجم الصغير ( طبرانى ) ، ج 2 ، ص 124 ؛ روضة الواعظين ، ص 6 .
( 3 ) . اصول سرخسى ، ج 1 ، ص 10 ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 213 ، ح 9 .
( 5 ) . كافى ، ج 1 ، ص 32 ، ح 3 ؛ مسند احمد ، ج 4 ، ص 92 از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
( 6 ) . امالى طوسى ، ص 569 ، ح 2 ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
( 7 ) . « لو أتيت بشباب من شباب الشيعة لا يتفقّه لأدّبته » از امام باقر و امام صادق عليهما السلام ( بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 216 ، ح 16 ) .
( 8 ) . افّ لكلّ مسلم لا يجعل فى كلّ جمعة يوماً يتفقّه فيه امر دينه و يسأل عن دينه ( بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 176 ، ح 44 ) .