مجعول بودن بخشى از روايات مذكور تصريح كردهاند .
از آن مهمتر غلو عجيبى است كه دربارهء صحابه از سوى علماى آنها عنوان شده و آن اينكه همهء آنها بدون استثنا عادل بودهاند ؛ در حالى كه قرآن با صراحت مىگويد : گروهى در ميان مسلمانان بودند كه ظاهراً جزء صحابه محسوب مىشدند اما در باطن منافق بودند ؛ « 1 » كه در سورههاى مختلفى از قرآن دربارهء آنها بحث شده است . با توجه به اين آيات چگونه ممكن است آنها عادل باشند ؟ اضافه بر اين ، قرآن دربارهء بعضى از آنها با صراحت حكم به فسق كرده ، آيا فسق با عدالت سازگار است ؟
از طرفى مىدانيم كه بعد از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بعضى از صحابه در اثر فساد اخلاقى محكوم بهحدّ شدند و حد نيز بر آنها جارى شد و از همه مهمتر اينكه جمعى دربرابر اميرمؤمنان على عليه السلام در آن زمانى كه همهء مردم با او بيعت كرده بودند به مبارزه برخاستند و به روى او شمشير كشيدند و گروهى از مسلمانان را در ميدان جمل به كشتن دادند . آيا همهء آنها عادل بودند ؟
نمونهء ديگر از غلو در ميان اهل سنت اعتقادى است كه گروه كثيرى از آنها كه در زمرهء صوفيه هستند دربارهء مشايخ خود دارند كه مصداق اتمّ غلو است .
در اين زمينه بحث بسيار است كه اگر بيش از اين ادامه بدهيم از شيوهء بحثهاى شرح نهجالبلاغه خارج خواهيم شد .
2 . ناصبىها
« ناصبى » از ماده « نصب » در اصل به معنى برپا داشتن چيزى است و از آنجا كه شخص عداوت خويش را آشكار مىسازد به او ناصبى گفتهاند ولى در عرف فقهاى اسلام ، ناصبى به كسى گفته مىشود كه عداوت و بغض على عليه السلام را در دل
هامش
( 1 ) . ر . ك : توبه ، آيهء 101 .