در روايات اسلامى نيز شديدترين تعبير دربارهء غيبت ديده مىشود و از ميان روايات فراوانى كه دربارهء غيبت در منابع مختلف آمده همين دو روايت كه در ذيل مىآوريم كافى است :
در حديث قدسى آمده است كه خداوند به موسى بن عمران عليه السلام خطاب كرد و فرمود : «
مَنْ مَاتَ تَائِباً مِنَ الْغِيْبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ وَمَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَيْهَا فَهُوَ أَوّلَ مَنْ يَدْخُلُ النّارَ
؛ كسى كه بميرد در حالى كه از غيبت توبه كرده باشد ، آخرين كسى است كه وارد بهشت مىشود ، و كسى كه بميرد و از غيبت توبه نكرده و بر آن اصرار ورزيده باشد ، نخستين كسى است كه وارد دوزخ مىشود » . « 1 »
و در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : «
وَالْغِيبَةُ تَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَب
؛ غيبت ، حسنات را مىخورد همانگونه كه آتش هيزم را مىخورد و نابود مىكند » . « 2 »
مشكل مهم غيبت چند چيز است :
نخست اينكه انگيزههاى بسيار متنوعى دارد ازقبيل خودخواهى و حسد و كينهتوزى و جاهطلبى و رياكارى و انتقامجويى و سخريه و استهزاء و مانند آن .
در ذيل روايت قبل چنين آمده است : «
وَأَصْلُ الْغِيبَةِ تَتَنَوَّعُ بِعَشَرَةِ أَنْوَاعٍ شِفَاءِ غَيْظٍ وَمَسَاعَدَةِ قَوْمٍ وَ تُهَمَةٍ وَ تَصْدِيقِ خَبَرٍ بِلا كَشْفِهِ وَ سُوءِ ظَنٍّ وَ حَسَدٍ وَ سُخْرِيَّةٍ وَتَعَجُّبٍ وَ تَبَرُّمٍ وَ تَزَيُّنٍ
؛ اصل غيبت از ده چيز ريشه مىگيرد : فرو نشاندن خشم ، كمك كردن ( نامشروع ) به گروهى ، متهم ساختن افراد ، تصديق كردن خبرى بدون اطلاع ، داشتن سوء ظن ، حسد ، استهزاء و سخريه ، اظهار تعجب ، ناراحتى و خودستايى » .
مشكل ديگر غيبت اين است كه به قدرى رواج يافته كه قبح آن در نظرها از
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 72 ، ص 275 .
( 2 ) . همان ، ص 257 ، ح 48 .