« الضِّلِّيلُ » صيغهء مبالغه به معناى شخص بسيار گمراه و بدكار است و اين لقب را عرب براى امرؤ القيس انتخاب كرد زيرا او علىرغم استعداد فوقالعادهاش در شعر ، آلودگىهاى فراوان داشت . حتى بعضى گفتهاند كه او اباحى مسلك بود . « 1 »
به هر حال گفتار امام عليه السلام بهخوبى نشان مىدهد كه نه تنها آن حضرت در فن خطابه سرآمد بود بلكه در شناسايى اشعار شاعران نيز آگاهى فراوان داشت و ديوانى از آن حضرت امروز در دست ماست كه البته اصالت آن ثابت نيست و يا حداقل بخشى از اشعار آن مشكوك است .
مرحوم آيت اللَّه استاد مطهرى در كتابش به نام سيرى در نهجالبلاغه تحت عنوان « شاهكارها » به شرح اين كلام حكيمانهء امام عليه السلام پرداخته و در ابتدا سخنى دربارهء شعراى فارسىزبان دارد ، مىگويد : در زبان فارسى شاهكارهايى وجود دارد : در غزل عرفانى ، غزل عادى ، پند و اندرز ، تمثيلات روحى و عرفانى ، حماسه ، قصيده و غيره ، ولى چنان كه مىدانيم هيچيك از شعراى ما كه شهرت جهانى دارند در همهء اين رشتهها نتوانستهاند شاهكار بهوجود آورند .
شهرت و هنر حافظ در غزل عرفانى ، سعدى در پند و اندرز و غزل معمولى ، فردوسى در حماسه ، مولوى در تمثيلات و نازكانديشىهاى روحى و معنوى ، خيام در بدبينى فلسفى و نظامى در چيز ديگر است ، و به همين جهت نمىتوان آنها را با هم مقايسه كرد و ميانشان ترجيح قائل شد . حداكثر اين است كه گفته شود هركدام از اينها در رشتهء خود مقام اول را واجد است . هريك از اين نوابغ اگر احياناً از رشتهاى كه در آن استعداد داشتهاند خارج شدهاند ، تفاوت فاحشى ميان دو نوع سخن آنها ملاحظه شده است .
شعراى عرب نيز ، چه در دورهء جاهليت و چه در دورهء اسلام ، چنيناند .
در نهجالبلاغه آمده است كه از على عليه السلام سؤال شد : شاعرترين شاعران عرب
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء مغنيه ، ج 4 ، ص 475 .