جنسى در مقابل جنس مشابه آن با تفاضل است . مثلًا خريدن يك تن گندم نامرغوب در مقابل نيم تن گندم مرغوب . اين كار ، ربا و حرام است . همچنين درمورد اشياء ديگر .
در اينكه چه چيزهايى با يكديگر همجنس مىباشند در ميان فقها گفتگوهاى زيادى است تا آنجا كه حتى گروهى كره و روغن را با شير يك جنس مىدانند و خريد و فروش آنها را با تفاضل ، ربا مىشمارند و شرح اين اجناس و بحثهاى مربوط به آنها در كتب فقهى بهصورت گسترده آمده است .
نوع دوم ، رباى قرضى است و آن اينكه انسان چيزى به ديگرى وام بدهد و در مقابل آن اضافهاى بگيرد و جالب اين كه اين اضافه ممكن است ازقبيل همان جنس باشد مانند دادن يك ميليون پول نقد به كسى در برابر گرفتن يك ميليون و نيم ، بعد از گذشتن يك سال ، و يا از غير آن جنس باشد و حتى اگر كسى چيزى را به ديگرى وام بدهد و بگويد براى پدرم فلان سورهء قرآن را نيز بخوان ، اين را هم نوعى ربا مىدانند و يا خدمات ديگر كه ارزشى دارد . همانگونه كه در حديث معروفى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود : «
كُلُّ قَرضٍ جَرّ منفعةً فهو وَجهٌ مِن وجوهِ الرّبا
؛ هر وامى كه جذب منفعتى كند نوعى رباست » . « 1 »
يعنى هر شرطى كه سودى را براى دهندهء قرض به بار آورد ربا محسوب مىشود خواه مبلغ اضافى باشد يا انجام كارى و يا حتى شرط معاملهء به مثل كه در برابر اين وام بعداً وامى به او بپردازد . تمام اينها از اشكال رباست .
با توجه به پيچيدگىهايى كه در مسألهء ربا وجود دارد كسى كه وارد ميدان تجارت بشود و آگاهى از اين مسائل نداشته باشد احتمال بسيار مىرود كه گرفتار رباخوارى شود .
عدهاى از شارحان نهجالبلاغه پيچيدگىهاى حكمى مسألهء ربا را نيز در
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى للبيهقى ، ج 5 ، ص 350 .