تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
مالك اشتر كرد . ابوذر به‌هنگام وفاتش در ربذه در حالى كه دخترش گريه مىكرد گفت : گريه نكن بشارت باد بر تو . روزى من و سه نفر ديگر از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در خدمتش بوديم فرمود : « لَيمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ بِفَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ يشْهَدُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ؛ يكى از شما در بيابانى از دنيا مىرود كه گروهى از مؤمنان ( راستين ) به‌سراغ او مىآيند ( و او را با احترام دفن مىكنند ) . افراد ديگرى كه با من بودند هيچ‌كدام در بيابان از دنيا نرفتند و اين منم كه در اين بيابان از دنيا مىروم . نه من دروغ مىگويم نه پيامبر صلى الله عليه و آله خلافى به من گفته است . تو در همين‌جا بنشين و به جاده نگاه كن خواهى ديد كه به‌سراغ من مىآيند . مرحوم علامه مجلسى پس از نقل اين داستان ، از ابن عبدالبرّ نقل مىكند : از كسانى كه آمدند و او را با احترام دفن كردند حجر بن عدى و مالك اشتر بودند . « 1 » ابن ابىالحديد در شرح نامهء سيزدهم نهج‌البلاغه به هنگامى كه مالك اشتر را معرفى مىكند مىگويد : او تك‌سوار شجاعى بود ، و رئيسى از بزرگان شيعه و شخصيت‌هاى برجسته محسوب مىشد . بسيار به اميرمؤمنان على عليه السلام و يارى آن حضرت علاقه‌مند بود . ( و به او عشق مىورزيد ) . سپس اشاره به جمله‌اى كه ذكر نموديم مىكند كه امام عليه السلام فرمود : او نسبت به من مانند من نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . سپس به ذكر فضايل مالك پرداخته و در اين زمينه داد سخن مىدهد و در ادامه مىگويد : مدح و تمجيدى كه اميرمؤمنان عليه السلام در اين نامه ( نامهء سيزده ) از مالك اشتر كرده در عين اختصار به‌قدرى مهم است كه در يك كلام طولانى نمىتوان آن را بيان كرد و به جانم سوگند كه مالك اشتر شايستهء اين مدح و تمجيد بود . او مردى جنگجو ، باسخاوت ، بردبار ، فصيح و شاعر بود و ميان نرمش و شدتِ عمل جمع كرده بود . به‌هنگام لزوم شدت ، شديد و به‌هنگام لزوم مدارا ، نرم و ملايم بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 419 . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 15 ، ص 98 .