شرح و تفسير مالك ، بزرگمرد نستوه
هنگامى كه خبر شهادت مالك اشتر رحمه الله به امام عليه السلام رسيد دربارهء او چنين فرمود :
« مالك اما چه مالكى ! به خدا سوگند اگر كوه بود يكتا بود و اگر سنگ بود سرسخت و محكم بود . هيچ مركبى نمىتوانست از كوهسار وجودش بالا رود و هيچ پرندهاى به قلهء آن راه نمىيافت » ؛ (
وَقد جاءه نَعيُ الأشتَرِ رحِمهُ اللَّه : مَالِكٌ وَمَا مَالِكٌ ! وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ جَبَلًا لَكَانَ فِنْداً ، وَ لَوْ كَانَ حَجَراً لَكَانَ صَلْداً ، لَايَرْتَقِيهِ الْحَافِرُ ، وَ لَايُوفِي عَلَيْهِ الطَّائِرُ
) . امام عليه السلام در اين توصيف فشرده و پرمعنا دربارهء شخصيت مالك سنگ تمام گذاشته است . از يك طرف او را به كوه بىنظيرى تشبيه مىكند كه هيچ انسان و پرندهاى نمىتواند به قلهء آن برسد و از سوى ديگر او را به سنگ محكمى تشبيه مىنمايد كه در برابر حوادث بسيار مقاوم است .
در واقع دو وصف مهم در اين عبارت دربارهء مالك بيان شده است : يكى اوج افكار بلند و همت عالى او و ديگر استقامت و پايدارىاش در برابر دشمنان و مالك در طول عمر خود كه در صحنههاى مختلفى ظاهر شد هر دو معنا را به اثبات رساند .
« نَعْى » ( بر وزن سعى ) به معناى خبر فوت انسانى است و ناعى به كسى گفته مىشود كه خبر مرگ شخصى را به ديگران برساند .