و حتى شهادت فى سبيل اللَّه آشنا هستند به آن عشق مىورزند .
داروهاى تلخ و شفابخش براى كودكى كه از آن اطلاعى ندارد تنفرآميز است و به اين آسانى حاضر به نوشيدن آن نيست و با آن دشمنى مىكند در حالى كه افرادى كه از آثار آن دارو باخبرند براى بهدست آوردن آن هرگونه بهايى را مىپردازند و با عشق و علاقه آن را مىخورند .
مؤيد اين سخن گفتارى است كه به عنوان يك اصل كلى ، بعضى از روانشناسان اظهار كرده و مثال روشنى نيز براى آن ذكر نمودهاند و آن اينكه جهل انسان به شرايط محيط ، محيط را براى او غير قابل تحمل مىكند اما هنگامى كه از آن شرايط باخبر مىشود ناگهان همه چيز براى او قابل تحمل مىگردد .
آنها در مثالشان چنين مىگويند : شخصى در حال مسافرت با قطار با مسافر ديگرى همنشين شد كه چند فرزند خردسال شلوغ داشت ولى آنها را از كارهاى نادرستشان باز نمىداشت . اين مرد مسافر بسيار عصبانى شد و رو به پدر آن بچهها كرد و گفت : چرا مراقب آنها نيستى ؟ آن مرد با چشمهاى اشكبار گفت : ببخشيد همسرم در بيمارستان در حال سختى است و من در فكر او بودم و از كودكان غافل شدم . اين مرد با شنيدن اين سخن و آگاه شدن از دليل عدم مراقبت پدر ، وضعش دگرگون شد ، عذرخواهى كرد و بچهها را نوازش نمود و روحش آرام گرفت .
آرى ، هنگامى كه آن مرد از شرايط موجود آگاه شد عداوت او به دوستى مبدل گشت .
در مسائل اعتقادى در طول تاريخ بسيار ديده شده است كه دو گروه به جان هم افتادهاند و علت اصلى آن بىخبر بودن از اعتقاد ديگرى بوده است و اگر آگاه بودند نه تنها به عداوت برنمىخاستند بلكه با هم دوستى داشتند .
در داستان معروفى كه يكى از شعرا آن را به شعر درآورده مىخوانيم كه
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٩١