و سرزنش او در پيشگاه خدا سزاوارتر است ! » .
اين نكته نيز قابل توجه است كه علم مراتبى دارد . در مرحلهء سطحى ممكن است آثار عملى از خود نشان ندهد ولى اگر به مرحلهء يقين قطعى كه در درون جان انسان نفوذ دارد برسد توأم با عمل است . آيا كسى كه يقين به سوزندگى آتش دارد هرگز دست خود را در آن فرو مىكند ؟ و يا كسى كه يقين به مسموم بودن غذايى دارد آن را تناول مىكند ؟
ازهمينرو اميرمؤمنان على عليه السلام در حكمت 92 مىفرمايد : «
أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِى الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَانِ
؛ پستترين مرحلهء علم آن است كه تنها بر زبان باشد و برترين آن ، آن است كه در اعضا و اركان وجود انسان آشكار گردد » .
نكتهء ديگر اينكه عمل به علم گاه سبب توسعهء علم مىشود مثلًا كسى كه مىداند تواضع خوب است بهخصوص در برابر استاد و تواضع پيشه كند اى بسا علوم بيشترى را از استاد خود فرامىگيرد .
همچنين كسى كه مىداند عبادات واجب الهى لازم العمل است و به آن عمل مىكند نورانيت علم در قلب او فزونتر مىشود .
ازاينرو در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : «
مَنْ عَمِلَ بِمَا يعْلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ يعْلَمْ
؛ كسى كه عمل كند به چيزى كه مىداند خداوند دانشى را كه نمىداند به او تعليم مىكند » . « 1 »
راغب اصفهانى در مقدمهء تفسير خود حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام به اين صورت نقل مىكند : «
قالتِ الحكمةُ : مَن أرادَنى فَلْيَعملْ بأحسَنِ ما عَلِمَ ، ثمّ تَلا
« الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ » ؛ دانش مىگويد هركس طالب من است به بهترين چيزهايى كه مىداند عمل كند . سپس امام عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود :
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 40 ، ص 128 .