صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ » ؛ ولى اين آيات روشنى است كه در سينهء دانشوران جاى دارد » .
و در جاى ديگر مىفرمايد : « فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ » . « 1 »
جمعى از مفسران نهجالبلاغه جملهء «
و به علموا
» را چنين تفسير كردهاند كه مقام و منزلت آنها در نزد مردم بهوسيلهء قرآن دانسته مىشود ؛ آياتى همچون آيات مباهله و تطهير و ولايت و امثال آن بيانگر مقامات آنهاست . البته اين تفسير در صورتى صحيح است كه « عَلموا » بهصورت فعل مجهول ( عُلموا ) خوانده شود ولى هرگاه - آنگونه كه در نسخههاى مختلف آمده است - بهصورت فعل معلوم ( عَلموا ) خوانده شود تفسير آن همان است كه در بالا گفتيم .
سپس در دهمين و يازدهمين وصف اولياء اللَّه مىافزايد : « قرآن بهوسيلهء آنها برپاست همانگونه كه آنها بهوسيلهء قرآن برپا هستند » ؛ (
وَ بِهِمْ قَامَ الْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا
) . دليل قيام قرآن بهوسيلهء آنها روشن است زيرا تبليغ قرآن و تبيين مفاهيم آن براى عموم مردم و اجراى دستورات آن ، بهوسيلهء آنها صورت مىگيرد .
اما قيام آنها بهوسيلهء قرآن بهسبب آن است كه قرآن سرچشمهء اصلى تمام علوم و دانشهاى آنهاست .
آرى آنها همچون چشمههايى هستند كه از منابع زيرزمين مدد مىگيرند و سپس بهسوى باغها و گلزارها و كشتزارها سرازير مىشوند .
اين دو وصف در واقع تأييدى است بر دو وصف سابق ، با اين تفاوت كه در دو وصف سابق ، سخن از علم و آگاهى آنها و علم و آگاهى مردم بهوسيلهء آنها بود و در اينجا سخن از عمل به دستورات و اجراى اوامر و نواهى الهى است .
در جملهء « به قاموا » اين احتمال نيز وجود دارد كه برجستگى آنها در ميان
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 43 .