و اندوه يوم القيامة خواهند بود .
بنابراين از هركس شايستهتر براى اموالى كه انسان گردآورى كرده است خود اوست كه زحمت و مسئوليتش را بر دوش گرفته است .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا نگوييم در صورت اول كه بازماندگان ، اموال را در راه خير مصرف مىكنند شخص گردآورى كننده كمك به طاعت آنها كرده و از اين نظر داراى ثواب و پاداش ، و سعادتمند است همانگونه كه در صورت دوم به سبب اعانت بر گناه ، شقاوتمند محسوب مىشود ؟
با توجه به يك نكته پاسخ اين سؤال روشن مىشود و آن اين است كه به فرض كه به انسان به دليل كمك و اطاعت پاداشى بدهند ولى بدون شك اگر خودش آن را در طريق اطاعت مصرف مىكرد چندين برابر عايدش مىشد و از اين نظر گرفتار خسران شده است .
اضافه بر اين ممكن است در جمعآورى اين اموال دقت در حلال و حرام بودن آنها نكرده باشد كه در اين صورت وزر و و بال آن براى اوست و بهره گرفتن از آن در طريق طاعت براى كسى كه از وجود حرام در آن خبر نداشته نصيب ديگران مىشود .
سؤال ديگر اينكه فقها در بحث اعانت بر گناه نيت را لازم مىدانند و مىدانيم شخصى كه اموالى را گردآورى كرده نيتش اين نيست كه فرزند ناصالحش آن را حتماً در طريق گناه مصرف كند بنابراين چگونه امام عليه السلام مىفرمايد : اعانت بر گناه كرده است ؟
پاسخ اين است كه در بحث اعانت بر اثم گفتهايم كه اگر انسان يقين داشته باشد مثلًا انگورى كه به كارخانهء شرابسازى مىفروشد حتماً براى ساخت شراب مورد استفاده واقع مىشود آن را نيز مصداق اعانت بر اثم مىدانيم و اى بسا حريصانى كه اموالى را جمعآورى كردهاند بدانند فرزندان آنها از آن در
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٧