فرعونها و نمرودها و شدادها همه رفتند سلاطين بزرگ و قدرتمند و جهانگشا همگى در زير خاك پنهان شدند . تنها كاخهاى ويرانشدهء آنها باقى مانده است .
در عمر خود نيز كسان بسيارى را ديدهايم كه يك روز در اوج قدرت بودند و روز ديگر در نهايت ذلت .
بعضى از شارحان « تمُرُّ » را از مادهء « مرارة » به معناى تلخى دانسته و گفتهاند :
مفهوم كلام اين است كه دنيا مىفريبد و ضرر مىزند و تلخ مىشود . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام به چهارمين وصف دنيا پرداخته كه حقارت آن را در پيشگاه خداوند روشن مىسازد ، مىفرمايد : « خداوند به ( بخشيدن ) آن به عنوان پاداش براى دوستانش ، رضايت نداده و ( گرفتن ) آن را به عنوان كيفر دشمنانش نپذيرفته است » ؛ (
إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَرْضَهَا ثَوَاباً لِأَوْلِيَائِهِ ، وَ لَاعِقَاباً لِأَعْدَائِهِ
) . اين تعبيرِ بسيار جالبى است . درست مثل اين كه كسى بگويد : فلان مبلغ ناچيز بهقدرى بىاهميت است كه نمىتواند بخشيدن آن سبب تشويق دوستان و نبخشيدنش سبب مجازات دشمنان گردد و اين نهايت حقارت دنيا را نشان مىدهد .
قرآن مجيد در سورهء زخرف مىفرمايد : « « وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِّنْ فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ * وَزُخْرُفاً وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ » ؛ اگر ( تمكّن كفّار از مواهب مادى ) سبب نمىشد كه همهء مردم ، امت واحد ( گمراهى ) شوند ، ما براى كسانى كه به ( خداوند ) رحمان ، كافر
هامش
( 1 ) . تمُر فعل لازم است و اگر به باب افعال برود بعضى گفتهاند كه معناى متعدى دارد و بعضى از ارباب لغت گفتهاند كه آن هم معناى فعل لازم دارد . ولى بودن آن به معناى مرور و عبور با آنچه در ذيل اين گفتار حكيمانه آمده است و با تناسب مقام ، مناسبتر است . به علاوه « تضر » معناى مرارت را نيز دارد و نيازى به تكرار نيست .