و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو ! » « 1 » ازنظر وجدانى نيز كارى ناپسند و ناجوانمردانه است .
همچنين استادى كه به انسان شيوهء نوشتن و سخن گفتن فصيح و بليغ را آموخته هرگز نبايد از اين سرمايه بر ضد او استفاده كرد .
تجربه نشان داده است بعضى از كسانى كه مرتكب چنين كارى مىشوند عمر كوتاهى دارند .
شاعر عرب مىگويد :
فَيا عَجَباً لِمَن رَبّيتُ طِفْلًا * أُلَقّمُه بأطرافِ البَنانِ
اعَلّمُهُ الرّمايةَ كُلَّ يومٍ * فَلمّا اشتَدَّ ساعِدُهُ رَمانى
اعَلّمُهُ الفُتُوَّةَ فلمّا * طَرَّ شارِبُه جَفانى
وَكَم قد علّمتُه نَظْمَ القَوافى * فَلمّا قال شِعراً قد هَجانى
در شگفتم از كسى كه او را در كودكى تربيت كردم و با انگشتان خود لقمه در دهانش گذاشتم .
هر روز تيراندازى را به او مىآموختم اما هنگامى كه دست و بازويش قوى شد مرا نشانه گرفت و بهسوى من تير انداخت .
من جوانمردى را به او آموختم اما همين كه پشت لبهايش مو سبز شد به من جفا كرد .
چقدر نظم قافيهها را به او آموختم ولى هنگامى كه قدرت بر شعر گفتن پيدا كرد مرا با اشعار خود هجو نمود . « 2 »
« ذَرَب » ( بر وزن طرب ) به معناى تيزى و حدت و خشونت است . و « ذَرِب » ( بر وزن خشن ) به معناى شخص فصيح و سخنور و گاه نيز به معناى انسان بدزبان آمده است .
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 23 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء مرحوم شوشترى ، ج 1 ، ص 622 .