مرحوم علامهء مجلسى در بحارالانوار تعبير ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام نقل كرده است : «
سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام بِمَا ذَا يسْتَعَانُ عَلَى غَضِّ الْبَصَرِ فَقَالَ بِالْخُمُودِ تَحْتَ سُلْطَانِ الْمُطَّلِعِ عَلَى سِرِّكَ وَ الْعَينُ جَاسُوسُ الْقَلْبِ وَ بَرِيدُ الْعَقْلِ فَغُضَّ بَصَرَكَ عَمَّا لَا يلِيقُ بِدِينِكَ وَ يكْرَهُهُ قَلْبُكَ وَ ينْكِرُهُ عَقْلُكَ
؛ از اميرمؤمنان عليه السلام سؤال شد كه چگونه انسان مىتواند چشم ( از ناروايىها ) بپوشد ؟ فرمود : از طريق قرار گرفتن تحت سلطهء خداوندى كه مطلع از اسرار توست و چشم ، جاسوس قلب است و نامهرسان عقل . چشمت را از آنچه مناسب دين تو نيست و قلب و عقلت آن را انكار مىكند بپوشان » . « 1 »
قرآن مجيد نيز مىگويد : « « أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِى الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَاتَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ » ؛ آيا آنان در زمين سير نكردند ، تا دلهايى داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند ؛ يا گوشهاى شنوايى كه با آن ( نداى حق را ) بشنوند ؟ ! چراكه چشمهاى ظاهر ، نابينا نمىشود ، بلكه دلهايى كه در سينههاست كور مىشود » . « 2 »
اشاره به اينكه اگر چشم باز و بينا داشته باشند و سير در زمين كنند ، هم آثار عظمت خدا را مىبينند و هم درسهاى عبرتى را كه از پيشينيان و پايان كار آنها باقى مانده فرامىگيرند .
از سوى ديگر نيز بسيار مىشود كه انسان نگاههاى هوسآلود مىكند و آثار شوم آن در مصحف قلب نوشته مىشود و منشأ حزن طويل يا انحراف كثير مىگردد و به گفتهء شاعر :
ز دست ديده و دل هر دو فرياد * كه هرچه ديده بيند دل كند ياد
در تفسير دوم ، مفهومى درست مقابل تفسير اوّل مورد توجه قرار گرفته و آن
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 101 ، ص 41 ، ح 52 .
( 2 ) . حج ، آيهء 46 .