البته عظمت نياكان ممكن است بهصورت تشريفاتى مايهء افتخار شود ولى افتخار حقيقى در پرتو صفات و اعمال خود انسان است .
در حديثى مىخوانيم : شخصى خدمت امام على بن موسىالرضا عليه السلام رسيد و عرض كرد : به خدا سوگند كه بر روى زمين كسى ازنظر شرافت پدر از تو برتر نيست . امام عليه السلام فرمود : «
التَّقْوَى شَرَّفَتْهُمْ وَطَاعَةُ اللَّهِ أَحْظَتْهم
؛ تقواى الهى آنها را شريف نمود و اطاعت پروردگار آنها را والامقام ساخت » . آن مرد بار ديگر عرض كرد : به خدا سوگند تو بهترين مردم هستى . امام عليه السلام فرمود : اى مرد ! قسم مخور ؛
خَيرٌ مِنِّى مَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَطْوَعَ لَهُ وَ اللَّهِ مَا نَسَخَتْ هَذِهِ الْآيةَ ، آيةٌ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً . . . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم
؛ بهتر از من كسى است كه تقواى الهىاش بيشتر و مطيعتر در برابر فرمان خدا باشد به خدا سوگند اين آيه را هيچ آيهاى نسخ نكرده است : خداوند شما را طوايف و قبايلى قرار داده تا يكديگر را بشناسيد ، گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شماست » . « 1 »
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « سه چيز است كه از اعمال دوران جاهليت است . . . » و نخستين آن را « الفخر بالانساب ؛ افتخار به نسب » ذكر فرمود . « 2 »
اين سخن را با حديثى از امام على بن موسىالرضا عليه السلام پايان مىدهيم : زيد بن موسى ( برادر امام على بن موسىالرضا عليه السلام ) در مدينه خروج كرد و بر ضد حكومت قيام نمود و در مدينه آتشافروزى كرد و عدهاى را به قتل رساند و به همين دليل زيد النار ناميده شد . لشكريان مأمون او را اسير كردند و نزد مأمون آوردند . مأمون گفت : او را نزد ابوالحسن على بن موسىالرضا عليه السلام ببريد . ياسر ( غلام حضرت ) مىگويد : هنگامى كه او را نزد امام عليه السلام آوردند حضرت به او
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 46 ، ص 177 ، ح 33
( 2 ) . همان ، ج 70 ، ص 291 ، ح 15 .