بن عبداللَّه انصارى وارد شدم و به او سلام كردم . پاسخ سلام مرا گفت . بعد سؤال كرد گفت : تو كيستى ؟ - و اين بعد از آن بود كه نابينا شده بود - گفتم : محمّد بن على بن الحسين هستم . گفت : فرزندم نزديك من بيا . به نزديك او رفتم . دست مرا بوسيد و خم شد تا پاهاى مرا ببوسد كه من خود را عقب كشيدم . سپس به من گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به تو سلام رساند . گفتم : سلام و رحمت و بركات الهى بر رسول خدا صلى الله عليه و آله باد . اى جابر ! اين بيان چگونه بوده است ؟ جابر عرض كرد : من روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودم ، فرمود : اى جابر ! گويا تو باقى مىمانى تا مردى از فرزندان مرا ملاقات كنى كه نامش محمّد بن على بن الحسين است . خداوند نور و حكمت و دانش را به او مىبخشد . سلام مرا به او برسان » . « 1 »
داستان زيارت قبر امام حسين عليه السلام توسط جابر در اوّلين اربعين ، مشهور است و از نشانههاى عشق و علاقهء او به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد كه در آن سن و سال در حالى كه نابينا بود مسير ميان مدينه و كربلا را طى كرد و خود را در ميان انبوه مشكلات به آنجا رسانيد و آن زيارت پرمعناى مخصوص را در كنار قبر حضرت خواند و گريست .
جابر بن عبداللَّه انصارى در سال 74 هجرى قمرى در حالى كه 94 ساله بود در شهر مدينه چشم از دنيا بربست . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 46 ، ص 227 ، ح 8 .
( 2 ) . براى اطلاع بيشتر از حالات جابر مىتوانيد به كتاب اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 45 و سفينة البحار مرحوم محدث قمى مادهء « جبر » مراجعه كنيد .