اين معنا در بعضى ديگر از آيات قرآن نيز بدون ذكر واژهء استدراج به وضوح آمده است آنجا كه مىفرمايد : « فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَىْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ » ؛ ( آرى ، ) هنگامى كه ( اندرزها سودى نبخشيد ، و ) آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند ، درهاى همه چيز ( از نعمتها ) را به روى آنها گشوديم ؛ تا ( كاملا ) خوشحال شدند ( و دل به آن بستند ) ؛ ناگهان آنها را گرفتيم ( و سخت مجازات كرديم ) ؛ در اين هنگام ، همگى مأيوس شدند ؛ ( و درهاى اميد به روى آنها بسته شد ) » . « 1 »
امير مؤمنان عليه السلام در اين كلام پرمعنا به صاحبان نعمت هشدار مىدهد كه مراقب باشيد مبادا اين نعمتها مقدمهء نقمت شديدى باشد . احتياط را از دست ندهيد ، به اعمال خود مغرور نشويد و دائماً از درگاه خدا عذر تقصير بخواهيد .
در
« لِيرَكُم »
، « لِيرَ » فعل امر ( مفرد مذكر غائب ) و « كُم » مفعول آن است ؛ ولى در نسخهء تحف العقول
« فَلْيَراكُمْ »
آمده كه به صورت جملهء خبريه است به معناى انشا و امر ، و لام آن براى تأكيد است نه لام امر .
« وجلين » جمع « وَجِل » به معناى ترسان است . « فَرِقين » جمع « فَرِق » نيز به معناى ترسان است و اختلاف تعبير با وحدت معنا از شئون بلاغت است .
در جملهء دوم اين كلام حكيمانه به نقطهء مقابل اين مطلب اشاره شده مىفرمايد : « ( به عكس ) كسى كه خداوند بر او تنگ گيرد ( و نعمتهايى را از او سلب كند ) و آن را آزمايش ( و مقدمهء ترفيع مقام ) نداند پاداش اميدبخشى را از دست داده است » ؛
( وَمَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِكَ اخْتِبَاراً فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولًا )
. اين سخن در واقع تسلى و دلدارى به گرفتاران در مصائب است كه زبان به ناشكرى نگشايند و بىتابى و جزع نكنند . چه بسا مصيبت و مشكلى كه رخ داده
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 44