آزمونى باشد براى ترفيع مقام ، بنابراين صبر و شكيبايى پيشه كنند و از خداى رحمان و رحيم پاداش صبر خود را بخواهند .
به تعبير ديگر ، اين كلام شريف مسئلهء تعادل خوف و رجاء را به شكل زيبايى ترسيم مىكند . به صاحبان نعمت توصيه مىكند بيم از عذاب الهى را در همان نعمتى كه داريد فراموش نكنيد و به گرفتاران در مصيبت سفارش مىكند كه رجاء و اميد را به رحمت الهى از دست ندهيد . اين همان چيزى است كه در آيات قرآنى و روايات متعدد بر آن تأكيد شده است .
همانگونه كه در ذيل گفتار 319 ذكر كرديم در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه خداوند به موسى عليه السلام خطاب كرد و فرمود : « اى موسى ! هنگامى كه ديدى فقر به سوى تو مىآيد بگو آفرين بر شعار صالحان و هنگامى كه ببينى غنى و ثروت به سوى تو مىآيد بگو ( مبادا ) گناهى باشد كه مجازاتش به سرعت دامنگير شده است » ؛
( يا مُوسَى إِذَا رَأَيتَ الْفَقْرَ مُقْبِلًا فَقُلْ مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِينَ وَإِذَا رَأَيتَ الْغِنَى مُقْبِلًا فَقُلْ ذَنْبٌ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ )
. « 1 »
واژهء « مأمول » به معناى شىء مطلوب و مورد توجه است .
اين نكته نيز شايان توجه است كه ابن شعبهء حرانى جملهاى در آغاز اين كلام حكيمانه آورده است كه مرحوم سيّد رضى آن را جدا ساخته و در حكمت 244 گذشت و آن جمله اين است
« ( يا أيُّهَا النّاسُ ) إِنَّ لِلَّهِ فِى كُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَمَنْ قَصَّرَ فِيهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ »
. * * *
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 263 ، ح 12