تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
به مقدار استعداد و توانش تكليف مىكند : « لَايُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا مَا آتَاهَا » . « 1 » تفسير ديگر اين‌كه منظور از علم مطبوع ، همان بديهياتى است كه هر كسى بدون استدلال آن را مىپذيرد ؛ مانند بطلان اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين و جمع بين ضدين و علوم ديگرى از اين دست كه پايه و اساس علوم نظرى است و تمام علوم نظرى سرانجام به علوم فطرى باز مىگردد ، زيرا مثلًا اگر ما با استدلال‌هاى قوى ثابت كرديم كه فلان مسئله صحيح است ؛ ولى آيا مىشود در عين اين‌كه صحيح باشد باطل هم باشد ؟ قضيهء امتناع اجتماع نقيضين مىگويد : امكان ندارد ، بنابراين آنچه با دليل اثبات شده صحيح است و جز آن باطل . تفسير سوم اين‌كه منظور از علم مطبوع ، علم به اصول اعتقادى مانند توحيد و عدل الهى و معاد است كه تمام آن‌ها با وجدان قابل اثباتند و علم مسموع همان علم به فروع دين است . به يقين اگر علم به اصول نباشد علم به فروع و عمل به آن سودى نمىبخشد . تفسير چهارم اين‌كه مراد از علم مسموع ، شنيده‌هاست خواه در مسائل اخلاقى باشد يا اصول و فروع بىآن‌كه به صورت ملكه در وجود انسان درآيد و در اعماق جان نفوذ كند و منظور از علم مطبوع ، علم و دانشى است كه در عمق جان انسان رسوخ پيدا مىكند و تبديل به ملكهء انسانى مىشود و مسلم است كه تا چنين حالتى براى انسان حاصل نگردد شنيده‌ها به تنهايى كافى نيست و به تعبير ديگر علم مسموع به تنهايى مانند آبى است كه در ظرف ريخته مىشود ؛ ولى علم مطبوع مانند آبى است كه در پاى درخت مىريزند و در ريشه‌ها و ساقه و برگ و گل و ميوه نفوذ مىكند . اين آب است كه مفيد است نه آبى كه تنها در ظرف جمع شده و هيچ تأثيرى نگذاشته است . البته مانعى ندارد كه هر چهار تفسير در كلام امام عليه السلام جمع باشد ، زيرا استعمال
هامش
( 1 ) . طلاق ، آيهء 7