و منظور اين است كه اشخاص حر از هر نظر آزادند و در قيد اسارت ديگرى نيستند ؛ ولى برده در قيد اسارت ديگرى است و انسان تا وعده نداده آزاد است ؛ اما هرگاه وعدهاى به ديگرى بدهد گويا زنجير اسارتى را بر گردن خود نهاده و تا به وعدهاش وفا نكند از گردن او برداشته نخواهد شد .
پيامى كه اين كلام دارد مسئلهء لزوم وفاى به وعده است ؛ مبادا كسى وعده بدهد باز هم خود را آزاد پندارد و گمان كند هيچ وظيفه و مسئوليتى در برابر وعدهاى كه داده است بر دوش ندارد . بايد خود را همچون اسيرى بداند كه تا وعدهاش را وفا نكند آزاد نمىشود .
نكته اهميت وفاى به عهد
بسيارى از افراد در مورد وعدهها و عهدهاى خود بىاعتنا و سهلانگارند در حالى كه قرآن مجيد و روايات اسلامى به آن اهميت فوقالعادهاى دادهاند .
قرآن مجيد مىفرمايد : « وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا » ؛ به عهد خود وفا كنيد كه از عهد ( در قيامت ) سؤال مىشود » . « 1 »
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« الْعِدَةُ دَيْنُ وَيْلٌ لِمَنْ وَعَدَ ثُمَّ أخْلَفَ وَيْلٌ لِمَنْ وَعَدَ ثُمَّ أخْلَفَ وَيْلٌ لِمَنْ وَعَدَ ثُمَّ أَخْلَفَ ؛
وعده به منزلهء بدهكارى است . واى به حال كسى كه وعده مىدهد و خلاف مىكند ، واى به حال كسى كه وعده مىدهد و خلاف مىكند ، واى به حال كسى كه وعده مىدهد و خلاف مىكند » . « 2 »
ازاينروايت استفاده مىشود كه وعده به منزلهء بدهكارى شديد و مؤكد است كه افراد با ايمان بايد به آن عمل كنند . البته از نظر فقهى ، وعدههاى ابتدايى كه در
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 34
( 2 ) . كنزالعمّال ، روايت 6865 . ( طبق نقل ميزان الحكمة )