حوادث تنها مىگذارند . من نيز چنين هستم ؛ هنگامى كه اجلم فرا رسد ، شقىترين امت مىآيد و محاسنم را با خون سرم رنگين مىسازد . اين وعدهاى مسلم و كاملًا صدق است . « 1 »
شبيه همين كلام شريف به شكل ديگرى در حكمت 201 آمده بود . در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه اگر اين سخن را بپذيريم بايد تمام اقدامات احتياطى در برابر حوادث گوناگون و در مقابل دشمنان را ترك كنيم ؛ نه سپرى در جنگ لازم خواهد بود و نه درست كردن سنگر ، نه وسايل اختفا و نه پرهيز از جادههاى خطرناك و غذاهاى مشكوك ، بلكه بايد بگوييم تا سرآمد عمر ما نرسد هيچ چيز و هيچكس نمىتواند به ما آسيبى برساند .
اين مطلبى است كه نه با تعليمات قرآن و اسلام منطبق است و نه با منطق عقل . حتى قرآن مجيد مىفرمايد كه به هنگام نمازِ خوف در برابر دشمن تا ناچار نشويد وسايل حفاظتى خود ( مانند سپر و زره و خود ) را از خود دور نسازيد . « 2 »
پيش از اين در ذيل همان حكمت 201 و همچنين در جلد سوم ، ذيل خطبهء 62 پاسخى به اين سؤال دادهايم . در اينجا به كلامى كه از علامهء مجلسى رحمه الله در بحارالانوار يافتيم اشاره مىكنيم . او در واقع در پاسخ اين سؤال چنين مىگويد :
اوّلًا اين در مواردى بوده است كه مردم به اندك چيزى از حوادث مىترسيدند و به احتمالات بعيده ترتيب اثر مىدادند . امام عليه السلام مىفرمايد : به اينگونه احتمالات و توهمات بعيد اعتنا نكنند ؛ تا اجل كسى فرا نرسد از دنيا نمىرود .
ثانياً ممكن است اين از خصائص خود امام عليه السلام باشد ، زيرا او طبق خبرى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به آن حضرت داده بود ، زمان اجل خود را مىدانست و يقين داشت كه پيش از آن ، حادثهاى او را تهديد نمىكند ، ازاينرو مىفرمود : اجل من ،
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 264 ( با تلخيص اندك )
( 2 ) . نساء ، آيهء 102