حبشه ، جعفر بن ابىطالب را كه مردى هوشيار و شجاع بود به نمايندگى خويش همراه گروه مهاجران فرستاد .
در داستان آيات برائت كه مبدأ تحولى در جهان اسلام شد ، آن را بهوسيلهء على بن ابىطالب عليه السلام فرستاد و اميرمؤمنان عليه السلام در داستان حَكَميّت اصرار داشت كه ابن عباس يا مالك اشتر حكميّت از جانب او و اصحابش را بپذيرند ، هرچند افراد نادان و ظاهربين مخالفت كردند و ابوموسى را بر حضرت تحميل كردند و در مقابل ، معاويه عمرو عاص را فرستاد كه مردى بسيار حيلهگر و دنياپرست و بىايمان بود .
در مورد اينكه نامهء انسانها از عقل و درايت آنان حكايت مىكند نيز روايات زيادى از معصومان عليهم السلام وارد شده است ؛ از جمله در حديثى از امام اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم :
« إذا كَتَبْتَ كِتاباً فَأَعِدْ فِيهِ النَّظَرَ قَبْلَ خَتْمِهِ فَإِنَّما تَخْتِمُ عَلى عَقْلِكَ ؛
هنگامى كه نامهاى مىنويسى بار ديگر پيش از آنكه آن را مهر و امضا كنى در آن نگاه دقيق كن ، زيرا عقل خود را مهر و امضا مىكنى » . « 1 »
در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است :
« عُقُولُ الْفُضَلاءِ في أطْرافِ أقْلامِها ؛
عقول دانشمندان در نوك قلمهاى آنهاست » . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 285
( 2 ) . همان ، ح 288