« اگر ستمكِش نباشد ستمگر كمتر پيدا مىشود » . و اگر مسلمانان آمادگى كافى براى دفاع از خود داشته باشند ، كسى نمىتواند به آنها ستم كند ، بنابراين همانگونه كه بايد به ظالم بگوييم ستم مكن ، به مظلوم بايد بگوييم تن به ستم مده .
حال كه چنين است چه بهتر كه انسان وارد ميدان خصومت و ستيز براى احقاق حق نشود و تا مىتواند از گام نهادن در چنين ميدانى جز به هنگام ضرورت بپرهيزد ، ازاينرو امام عليه السلام در سومين جمله مىفرمايد : « و كسى كه در مقام خصومت برآيد نمىتواند حق تقوا را رعايت كند » ؛
( وَلَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ مَنْ خَاصَمَ )
. به همين دليل ، افراد با شخصيت و متّقى سعى مىكنند حتى الامكان با كسى به جر و بحث و ستيز و خصومت برنخيزند و چه بسا از بعضى حقوق خود صرف نظر مىكنند و آن را به مخالف مىدهند تا در اين ميدان خطرناك وارد نشوند .
البته اين بدان معنا نيست كه افراد با ايمان ، زبون ، ذليل و ظلمپذير باشند چراكه اسلام چنين حالتى را نيز هرگز نمىپسندد و دستور مىدهد نه ظلم كنيد و نه ظلمپذير باشيد .
نكته خطرات خصومت
در روايات معصومان عليهم السلام به شدت از مخاصمه و خصومت نهى شده است ؛ كلينى رحمه الله در كتاب كافى باب مخصوصى دربارهء اين موضوع منعقد ساخته و در نخستين حديث آن ، از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل مىكند كه فرمود :
« إِيَّاكُمْ وَالْمِرَاءَ وَالْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَيَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاقُ ؛
از جدال و مراء و خصومت بپرهيزيد كه دلهاى دوستان را نسبت به يكديگر بيمار