اين بخش از كلام حكيمانه را با حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام دربارهء آخرين مرحلهء شكرى كه از انسان امكانپذير است پايان مىدهيم . آن حضرت مىفرمايد :
« أوْحَى اللَّهُ تَعالى إلى مُوسى عليه السلام : يا مُوسى ! أُشْكُرْني حَقَّ شُكْري . فَقالَ :
يا رَبّ كَيْفَ أشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَلَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أشْكُرُكَ بِهِ إلّاوَأنْتَ أنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ ؟ فَقالَ : يا مُوسى ! شَكَرْتَني حَقَّ شُكْري حينَ عَلِمْتَ أنّ ذَلِكَ مِنّي ؛
خداوند به موسى وحى فرستاد كه اى موسى ! حق شكر من را ادا كن . موسى عرض كرد :
چگونه حق شكر تو را ادا كنم در حالى كه همين نعمت توفيق شكرگزارى ، نعمت ديگرى از سوى تو بر من است ؟ ( بنابراين با شكرگزارى نعمت جديدى به من عطا مىشود كه بايد شكر آن را هم بگزارم ) خداوند فرمود : اى موسى ! حق شكر من را بهجا آوردى چون مىدانى اين توفيق هم از سوى من است » . « 1 »
اما كفران نعمت بىشك مايهء زوال نعمتهاست و در قرآن سرگذشت امتهايى كه كفران نعمت كردند و گرفتار شدند بهكرار نقل شده كه نمونهء روشنى از آن داستان قوم سبأ است كه خداوند آن همه نعمت به آنها داد و كفران كردند و تمام آنها از آنان گرفته شد .
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم :
« أَحْسِنُوا جِوَارَ نِعَمِ اللَّهِ وَاحْذَرُوا أَنْ تَنْتَقِلَ عَنْكُمْ إِلَى غَيْرِكُمْ أَمَا إِنَّهَا لَمْ تَنْتَقِلْ عَنْ أَحَدٍ قَطُّ فَكَادَتْ أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْهِ قَالَ وَكَانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَقُولُ قَلَّ مَا أَدْبَرَ شَيْءٌ فَأَقْبَلَ ؛
با نعمتهاى پروردگار به خوبى رفتار كنيد و بترسيد كه ( براثر كفران ) آن نعمتها از شما گرفته شود و به ديگران داده شود بدانيد هيچ نعمتى از كسى منتقل نشد كه به اين آسانى به او بازگردد . على عليه السلام مىفرمود : كمتر مىشود كه نعمتى به انسان پشت كند و سپس بار ديگر بازگردد » . « 2 »
همين مضمون در حكمت 246 بهزودى خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، ح 9603
( 2 ) . كافى ، ج 4 ، ص 38 ، ح 3