خدا گر به عصيان نكردى عذاب * سزا بود تركش به شكر نعم
قابل توجه اينكه در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام كه در غررالحكم آمده است مىخوانيم :
« اقَلُّ ما يَجِبُ لِلْمُنْعِمِ أنْ لا يَعْصِىَ بِنِعْمَتِهِ ؛
كمترين چيزى كه به عنوان اداى حق بخشندهء نعمتها واجب است اين است كه با نعمت او عصيان او نشود » . « 1 »
مثلًا خداوند به انسان چشم و گوش بخشيده است ، با چشم و گوش خود او را معصيت نكنيم ، اموالى عنايت فرموده ، با اين اموال به عصيان او بر نخيزيم .
از آنچه گفته شد اين نكته روشن مىشود كه پاداشهاى الهى ، تفضلى است از سوى او نه استحقاقى از سوى بندگان ، چراكه هرگونه اطاعت و ترك معصيت ، حداقلِ شكر نعمت است ، بنابراين استحقاقى در كار نيست و همانگونه كه در بالا آمد در اطاعت فرمان خدا و ترك معصيت او منافعى است كه به مكلفان باز مىگردد . در برابر خدمتى كه انسان دارد به خود مىكند پاداش ، چه مفهومى دارد ؟
* * *
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ص 370 ، ح 8387