آنگاه كه در انتهاى خيابانى كه دو طرف آن را درخت پوشانده است مىايستيم و نگاه به طول خيابان مىكنيم احساس مىكنيم درختها هرچه از ما دور تر مىشوند به هم نزديكتر مىگردند و فاصلهء آنها پيوسته كم مىشود در حالى كه مىدانيم اين فقط خطاى باصره است . و خطاهاى فراوان ديگر .
هنگامى كه چشم كه مهمترين حسّ ماست داراى خطاهاى فراوان است چگونه مىتوانيم به ساير حواس خود صددرصد اطمينان كنيم ؟ اگر بخواهيم خطاى حواس را در گوش و حس لامسه و چشيدن و بوييدن نقل كنيم يك كتاب مىشود ، به همين دليل ما بايد پيوسته خطاهاى حس را از طريق عقل اصلاح كنيم . مبادا خطاهاى حسى ، ما را به كارهايى كه خلاف وظيفه و مسئوليت ما و خلاف رضاى خداست بكشاند .
درست است كه عقل نيز گاه خطا مىكند و انسان ، معصوم نيست ؛ ولى به هر حال وسيلهء خوبى براى اصلاح خطاهاى حس محسوب مىشود .
امام عليه السلام به اين نكته در كلام نورانى خود اشاره كرده تا همگان به هوش باشند .
فراموش نكنيم اين سخن را هنگامى امام عليه السلام بيان كرد كه هنوز مباحث مربوط به خطاى حواس چندان مطرح نبود .
از سوى ديگر آنها كه تمام اعتمادشان بر حس است نبايد فراموش كنند كه حس هميشه امور پراكندهاى را در اختيار انسان مىگذارد ، اين عقل است كه از آنها يك قاعدهء كلى و علمى مىسازد كه در موارد مشابه قابل استدلال است ، بنابراين هرگز نبايد به دليل اينكه عقل هم خطاپذير است آن را بىاعتبار دانست و تمام توجه خود را به حس معطوف داشت كه تا عقل ، پشتيبان حس نباشد هيچ مشكلى حل نمىشود و هيچ قانون علمى به وجود نمىآيد .
تمام داروهايى كه براى بيمارىهاى مختلف تجويز مىشود و به صورت يك اصل كلى ارائه مىگردد نتيجهء آزمايشهايى است كه نخست روى حيوانات
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤٤