خشك و خالى ، سرگردان ماندند ؛ نه زادى داشتند و نه مركبى ، ازاينرو به هلاكت يقين پيدا كردند . در اين هنگام مردى نمايان شد كه لباس خوبى بر تن داشت و قطرات آب از سر و رويش مىچكيد . گفتند : به يقين اين شخص از سرزمين آباد و پرآبى مىآيد و احوال او نشان مىدهد كه راه به آنجا نزديك است .
هنگامى كه آن مرد به آنها رسيد و حال ايشان را مشاهده كرد به آنها گفت : اگر شما را به محلى پرآب و باغهاى سرسبز راهنمايى كنم چه مىكنيد ؟ گفتند : هرگز با تو مخالفت نخواهيم كرد . گفت : با خدا عهد و پيمان ببنديد كه چنين خواهد بود . آنها عهد و پيمان بستند و آن مرد آنها را به محلى پرآب و باغهايى سرسبز هدايت كرد . هنگامى كه به آنجا رسيدند مقدار كمى در آنجا ماندند سپس آن مرد به آنها گفت : برخيزيد و آماده شويد به سوى باغهايى كه از اين باغها پربارتر و آبى كه از اين آب گواراتر است برويم . بسيارى از آنها گفتند : ما باور نمىكنيم به چنان سرزمينى برسيم ؛ ولى گروه اندكى از آنها گفتند : مگر شما با اين مرد عهد و پيمان نبستيد كه مخالفت نكنيد ؟ آنچه در آغاز گفته بود به حقيقت پيوست و بقيهء گفتار او مانند آن است كه در آغاز گفته . اين گروه اندك ، همراه آن مرد حركت كردند و او آنها را به باغهايى سرسبزتر و آبهايى گواراتر رساند ؛ ولى آن گروه اول كه مخالفت كرده بودند در همان شب دشمنانى به آنها حمله كرده و صبحگاهان عدهاى كشته و عدهاى اسير شده بودند . « 1 »
قرآن مجيد نيز مىگويد : « وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى » ؛ زاد و توشه ( براى سفر آخرت ) برگيريد كه برترين زاد و توشه همان تقوا و پرهيزكارى است » . « 2 »
جالب اينكه در حديثى مىخوانيم كه زُهرى ، يكى از سرشناسان اهل سنت از تابعين ، امام على بن حسين عليه السلام را در شبى سرد و بارانى ديدار كرد در حالى كه بر
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 19 ، ص 171 ؛ كنزالعمّال ، ج 1 ، ح 1015
( 2 ) . بقره ، آيهء 197