اميرمؤمنان على عليه السلام نيز ثروتاندوزان بخيل و خودخواه را مردگان برخوردار از حيات ظاهرى مىشمرد و مىفرمايد :
« هَلَكَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَهُمْ أَحْيَاءٌ »
. « 1 »
به عكس ، دانشمندانى را كه از دنيا رفتهاند و آثارشان در افكار و دلها باقى است زندگان جاويد مىداند و مىفرمايد :
« الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَأَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ »
. « 2 »
همانگونه كه قرآن مجيد نيز شهيدان را زندگان جاويد دانسته است .
بنابراين اين يك فرهنگ قرآنى و اسلامى است كه هر موضوع بىخاصيتى در حكم معدوم است و به همين دليل عالمانى كه به علم خود عمل نمىكنند در كلام امام عليه السلام به منزلهء جاهلان شمرده شدهاند .
به دنبال آن مىافزايد : « يقين خود را ( نيز ) شك قرار ندهيد » ؛
( وَيَقِينَكُمْ شَكّاً )
. روشن است كسى كه يقين دارد به اينكه فلان غذا مسموم است و از آن مىخورد به منزلهء كسى است كه شك دارد و از يقين بىبهره است . همچنين آنهايى كه به قيامت يقين دارند و آمادهء آن نمىشوند ، آثار منفى گناه را مىدانند و مرتكب مىشوند ، به آثار مثبت اطاعت پى بردهاند و ترك مىكنند ، همه به منزلهء انسانهاى شكاكند . به همين دليل امام عليه السلام در حكمت 126 از چندين گروه تعجب مىكند ، قدر مشترك همهء آنها اين است كه چيزى را مىدانند و يقين دارند ولى بر طبق آن گام برنمىدارند . آغاز آن حكمت چنين است « عَجِبْتُ لِلْبَخيلٍ » .
سپس امام عليه السلام در پايان اين سخن مىفرمايد : « آنگاه كه عالم شديد عمل كنيد و زمانى كه يقين كرديد اقدام نماييد ( تا علم و عمل شما هماهنگ گردد و تناقض ميان باطن و ظاهر شما برچيده شود » ؛
( إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا ، وَإِذَا تَيَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا )
.
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 147
( 2 ) . همان