گزارش مىدهند و سعى مىكنند تخم بدبينى را در ذهن او بكارند و از سوى سوم ، گاه سلطان از نفوذ آنها به وحشت مىافتد و چنين مىپندارد كه ممكن است اطرافيانش رقيب او شوند و حتى قدرت را از دست او گرفته او را از اوج عزت به زير آورند . اين عوامل دست به دست هم مىدهند و سبب مىشوند كه آنها هميشه در خطر باشند .
چه تشبيه جالبى امام عليه السلام فرموده است : شخصى كه سوار شير است مردم او را صاحب قدرت تصور مىكنند كه چگونه توانسته شير را كه قوىترين حيوانات است تحت سلطهء خود قرار دهد ولى از سويى ديگر ، شير هرگز خوى درندگى خود را فراموش نمىكند ؛ ناگهان از يك فرصت استفاده كرده ، سوار خود را بر زمين مىزند و او را مىدرد .
بسيار ديده شده است كه پرورش دهندگان شير در باغ وحش يا در سيركها براى تماشاى مردم سالها از اين حيوان درنده مراقبت كرده و به او محبت نمودهاند ؛ ولى ناگهان خوى درندگى شير ظاهر شده و مراقب و پرورش دهندهء خود را دريده است .
همانگونه كه در بحث مصادر اين كلام حكيمانه آمد ، در سراج الملوك ( طرطوشى ) تعبير زيباى ديگرى از اين حديث آمده است ؛ او از امام عليه السلام چنين نقل مىكند :
« صاحِبُ السُّلْطانِ كَراكِبِ الْأسَدِ يَهابُهُ النّاسُ وَهُوَ لِمَرْكُوبِهِ أهْيَبُ ؛
يار سلطان همچون كسى است كه بر شير سوار شده ، مردم از او مىترسند و او از مركبش بيشتر مىترسد » .
با توجه به اينكه اين مشكل براى اطرافيان سلاطين و زمامداران به خصوص زمامداران خودكامه در هر عصر و زمان و در هر مكانى وجود داشته ، ضربالمثلهاى زيادى در اين زمينه ، ميان مردم رواج يافته كه « ابن ابىالحديد » موارد زيادى از آنها را در سخنان خود آورده است ، از جمله از « عتابى »
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٦