« وَزَعَة » جمع « وازِع » از مادهء « وَزْع » ( بر وزن نزع ) در اصل به معناى علاقهء شديد به چيزى است كه انسان را از امور ديگر بازمىدارد . سپس به معناى بازداشتن استعمال شده است . اين تعبير هرگاه در مورد لشكر يا صفوف ديگر بهكار رود مفهومش اين است كه آنها را نگاه دارند تا آخرين نفرات به آنها ملحق شوند و از پراكندگى آنها جلوگيرى نمايند . از آنجا كه اين كار بهوسيلهء شخص حاكم و فرمانده انجام مىگيرد ، واژهء « وازع » به معناى حاكم و فرمانده استعمال شده است كه در جملهء بالا همين معنا منظور است .
سيّد رضى رحمه الله پس از ذكر اين جمله مىافزايد : « هنگامى كه امام عليه السلام اين سخن را در ضمن گفتارى طولانى - كه قسمت برگزيدهاى از آن ضمن خطبهها گذشت - بيان كرد ، دو نفر از يارانش جلو آمدند . يكى از آنها عرض كرد : من جز اختيار خودم و برادرم را ندارم ، امر فرما تا اطاعت كنيم . امام عليه السلام فرمود : شما دو نفر در برابر آنچه من مىخواهم ( كه بسيج يك سپاه است ) ، چه كارى مىتوانيد انجام دهيد ؟
( فَلَمّا قالَ عليه السلام هذَا الْقَوْلَ ، في كَلامٍ طَويلٍ قَدْ ذَكَرْنا مُختارَهُ فِي جُمْلَةِ الْخُطَبِ ، تَقَدَّمَ إِلَيْهِ رَجُلانِ مِنْ أصْحابِهِ فَقالَ أَحَدَهُما : إنّي لا أمْلِكُ إلّانَفْسي وَأخي فَمُرْ بِأَمْرِكَ يا أمِيرَالْمُؤمِنينَ نُنْقَدْ لَهُ ، فَقالَ عليه السلام : وَأَيْنَ تَقَعَانِ مِمَّا أُرِيدُ ؟ )
. سرانجام ، اين سخنان در آنان اثر كرد و گروه زيادى بيدار شدند و « سعيد بن قيس همدانى » با هشت هزار نفر به تعقيب سپاه غارتگر معاويه پرداختند ؛ اما آنها فرار را بر قرار ترجيح داده و از مرزهاى عراق گريخته بودند .
نكته ياران بىوفا !
از خطبهها و كلمات مختلف اميرمؤمنان على عليه السلام استفاده مىشود كه آن حضرت از سستى جمعى از اصحاب و ياران خود بسيار افسرده و ناراحت بود