شخصاً پياده به سوى « نخيله » كه لشكرگاه معروف كوفه بود به راه افتاد . مردم نيز به دنبال آن حضرت به راه افتادند ؛ ( جمعى از سرشناسان اصحاب ) عرض كردند :
اى اميرمؤمنان ! شما بازگرديد ما اين مشكل را حل مىكنيم » ؛
( لَمَّا بَلَغَهُ إِغَارَةُ أَصْحَابِ مُعَاوِيَةَ عَلَى الْأَنْبَارِ فَخَرَجَ بِنَفْسِهِ مَاشِياً حَتَّى أَتَى النُّخَيْلَةَ وَ أَدْرَكَهُ النَّاسُ وَقَالُوا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ نَحْنُ نَكْفِيكَهُمْ )
. در اينجا بود كه امام عليه السلام فرمود : « شما از عهدهء حل مشكلات خودتان با من برنمىآييد چگونه مىخواهيد مشكل ديگران را از من دفع كنيد ؟ » ؛
( فَقَالَ مَا تَكْفُونَنِي أَنْفُسَكُمْ فَكَيْفَ تَكْفُونَنِي غَيْرَكُمْ )
. اشاره به اينكه شما قادر به دفاع از خويشتن نيستيد چگونه مىتوانيد از من دفاع كنيد . دشمن به سرزمين شما حمله مىكند ، نفرات شما را به قتل مىرساند ، اموالتان را غارت مىكند و شما نشستهايد و تماشا مىكنيد !
سپس مىافزايد : « ( مشكل ديگر اين است كه ) رعاياى پيشين از ستم فرمانروايان خود شكايت مىكردند ؛ ولى من امروز از ستم رعيتم شكايت دارم » ؛
( إِنْ كَانَتِ الرَّعَايَا قَبْلِي لَتَشْكُو حَيْفَ رُعَاتِهَا وَإِنَّنِي الْيَوْمَ لَأَشْكُو حَيْفَ رَعِيَّتِي )
. اشاره به اينكه شما گوش به سخنان من نمىدهيد ، فرمان من را اطاعت نمىكنيد . گويا دشمن ، اين را احساس كرده و بىمهابا به سرزمين شما حمله مىكند . مىداند كه شما مرد جنگ و دفاع از آبرو و حيثيت و سرزمينتان نيستيد و همين امر سبب جسارت او شده است .
اين سخن شبيه مطلبى است كه در خطبهء 121 وارد شده كه امام عليه السلام مىفرمايد :
« أُرِيدُ أَنْ أُدَاوِيَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ دَائِي كَنَاقِشِ الشَّوْكَةِ بِالشَّوْكَة ؛
من مىخواهم بهوسيلهء شما دردم را درمان كنم در حالى كه خودتان درد من هستيد » .
در پايان مىافزايد : « گويى من پيرو هستم و آنها پيشوا يا من فرمانبر و محكومم و آنها فرمانده و حاكم » ؛
( كَأَنَّنِي الْمَقُودُ وَهُمُ الْقَادَةُ أَوِ الْمَوْزُوعُ وَهُمُ الْوَزَعَةُ )
.
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٢