تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
كيسه‌اى ريخته ، مخلوط مىكردند و كسى كه مورد اعتماد آن‌ها بود دست مىكرد تيرها را يكى بعد از ديگرى بيرون مىآورد : هفت چوبهء تير كه هركدام نام خاصى بر آن نوشته شده بود و هركدام سهمى مىبردند . سهم برترين ، « مُعَلّى » نام داشت اما سه چوبهء ديگر هيچ‌كدام سهمى نداشتند بلكه هركس آن چوبه‌ها به نام او مىافتاد مىبايست يك‌سوم از قيمت شتر را بپردازد و در پايان ، برندگان ، سهام خود را به فقرا مىدادند و چيزى از آن را نمىخوردند و به اين كار افتخار مىكردند . « 1 » « قِداح » ، اشاره به آن چوب‌هاى تير است و « جَزور » اشاره به شترى است كه براى اين كار انتخاب مىكردند . با توجه به آنچه گفته شد روشن مىشود اين كار گرچه نوعى بخت‌آزمايى بوده - نه قمار - ولى سرانجامش خدمتى به فقرا محسوب مىشده است ، بنابراين گرچه اصل اين كار از نظر شرعى باطل است ، ولى آن زشتى و قبحى كه در مسئلهء قمار است ، مخصوصاً با توجه به پايان آن ، ديده نمىشود و تشبيه امام عليه السلام تشبيه فصيح و بليغى است . از آن‌جا كه مؤمن پاكدامنى كه بهانه به دست بدخواهان نمىدهد به سرعت در كارهايش پيروز مىشود از آن تعبير به « فالج » شده كه از مادّهء « فَلج » ( بر وزن گنج ) به معناى پيروزى است و تعبير به « أوَّلُ فَوْزَةٍ » شده كه معناى نخستين پيروزى را دارد . * * *
هامش
( 1 ) . شرح نهج‌البلاغهء محقق خوئى ، ج 3 ، ص 319 ، با تلخيص