2 و فى حديثه عليه السلام هذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ .
امام عليه السلام ( اشاره به صعصعة بن صوحان يا خطيب قوم قيس بن شباب ) فرمود :
اين خطيبِ ماهر و زبردستى است . « 1 »
مرحوم سيّد رضى ( در تفسير اين كلام شريف ) مىگويد : منظور امام عليه السلام اين است كه او در سخنرانى ، سخت ماهر و چيره است و هركس در سخن ، يا در سير و حركت ، چابك و زبردست باشد به او « شَحْشَح » اطلاق مىشود و « شحشح » در
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
مرحوم خطيب در مصادر از تاريخ طبرى در حوادث سال 36 نقل مىكند كه بعد از واقعهء ( جمل ) جمعى از قوم « قيس بن شباب » خدمت آن حضرت رسيدند و خطيب آنها در برابر آن حضرت خطبهاى خواند . امام عليه السلام فرمود : رؤساى شما كجا هستند ؟ خطيب گفت : « أُصيبُوا تَحْتَ نِظارِ جَمَلٍ ؛ آنها در جنگ جمل كشته شدند » سپس خطيب به خطبهء خود ادامه داد . امام عليه السلام دربارهء او فرمود : اين خطيبِ ماهر و زبردستى است . سپس از قول ابن ابىالحديد نقل مىكند كه امام عليه السلام اين سخن را دربارهء « صعصعة بن صوحان » ( كه از ياران خاص على عليه السلام بود ) بيان فرمود و اين فخر براى « صعصعة » بس است كه شخصى همانند على عليه السلام او را به عنوان مهارت در خطابه و فصاحت مىستايد و واقعاً « صعصعة » از فصيحترين مردم بود . سپس ابن ابىالحديد مىگويد : اين داستان را « جاحظ » در كتاب خود آورده است . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 204 ) .
اضافه مىكنيم كه اين گفتار حكيمانه در كتب فراوان ديگرى از جمله مسند احمد ، ج 1 ، ص 147 و مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 54 و ابن عساكر در تاريخ مدينهء دمشق ، ج 29 ، ص 8 ، ذكر شده است