السَّيّدِ الْعَظيمُ الْمالِكُ لِأُمُورِ النّاسِ يَوْمَئِذٍ ، وَالْقَزَعُ : قِطَعُ الْغِيَمِ الَّتي لا ماءَ فيها )
. جمعى از شارحان نهجالبلاغه در تفسيرى كه سيّد رضى رحمه الله براى « قَزَع » ( جمع قُزَعة ) كرده است ايراد گرفته و گفتهاند : در هيچيك از منابع لغت چنين تفسيرى براى « قَزَع » نشده ، بلكه همگى آن را به معناى قطعات ابر گرفتهاند بىآنكه تصريح كنند : ابرى كه آب نداشته باشد ؛ ولى شايد مرحوم سيّد رضى اين معنا را به دلالت التزامى استفاده كرده است ، زيرا ارباب لغت گفتهاند : قَزَع به قطعههاى رقيق و پراكندهء ابرها گفته مىشود ( كه با سرعت حركت مىكنند ) و طبيعى است كه اينگونه ابرها آبى با خود حمل نمىكنند و به همين دليل هم به سرعت پيش مىروند . منظور امام عليه السلام نيز اين است كه پيروان او به سرعت گرد او جمع مىشوند .
در تفسير « ذَنَب » نيز شارحان اختلاف كرده و گفتهاند « يَعْسُوب » در اصل همان ملكهء زنبوران عسل است و هنگامى كه استقرار مىيابد دم خويش را بر زمين مىزند ، بنابراين اين جمله كنايه از استقرار و استحكام است .
اين احتمال نيز از سوى بعضى ديگر داده شده كه « ذَنَب » به معناى پيروان است و معناى جمله اين است كه پيشواى دين به همراه پيروان خود به راه مىافتاد ( در اين صورت « ضَرَبَ » به معناى ضَرْب فِى الأرض و حركت بر روى زمين است ) .
اين احتمال نيز داده شده كه زنبور عسل هنگامى كه خشم مىگيرد نيش خود را بيرون مىآورد ، بنابراين جمله كنايه از اين است كه پيشواى دين در برابر ناهنجارىها خشمگين مىشود و به پا مىخيزد ؛ ولى معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد ، هرچند جمع ميان اين تعابير و تفسيرها نيز بعيد نيست .
در اينكه اين سخن دربارهء چه كسى است ، معروف در ميان شارحان اين است كه امام عليه السلام به ظهور حضرت مهدى عليه السلام اشاره مىكند و شاهد زندهء اين
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٤