برابر اين مقدار است كه قابل مقايسه با كار نيك بندگان نيست .
سرانجام در آيهء ديگرى خداى متعال به بندگان عطاى « غير مجذوذ » ( بخشش هميشگى و جاويدان ) را نويد مىدهد . « 1 »
البته جاى تعجب نيست ؛ عظمت خداوند و وسعت رحمت او و جود و بخشش چنين اقتضايى را دارد و همهء اينها جزو برنامهاى تشويقى براى ايجاد انگيزههاى قوىتر در بندگان براى انجام كارهاى خير است .
تعبير به « يَد طَويله » ( دست بلند ) و « يَد قَصيره » ( دست كوتاه ) كنايه از نعمتهاى بزرگ و كوچك است ، زيرا انسان معمولا چيزى را كه مىبخشد با دست خود مىبخشد . در حديثى كه مسلم در كتاب صحيح خود نقل كرده است مىخوانيم كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به همسرانش فرمود :
« أسْرَعُكُنَّ لِحاقاً بي أطْوَلُكُنَّ يَداً
؛ از ميان شما كسى زودتر به من ملحق مىشود كه دستش از همه بلندتر باشد » « 2 » همسران پيامبر صلى الله عليه و آله معناى اين سخن را نفهميدند و گمان كردند اشاره به همين عضو مخصوص است و گاه طول دست خود را با هم مقايسه مىكردند تا اينكه « زينب بنت جحش » ( همسر پيامبر صلى الله عليه و آله ) از دنيا رفت و نخستين كسى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه به آن حضرت ملحق شد و او زنى بود كه بسيار در راه خدا صدقه مىداد و كارهاى خير فراوانى مىكرد حتى وسائلى با دست خود مىساخت و مىفروخت و بهاى آن را در راه خدا انفاق مىكرد اينجا بود كه آنها مراد پيامبر صلى الله عليه و آله را فهميدند .
علامهء شوشترى رحمه الله بعد از نقل اين سخن در شرح نهجالبلاغهء خود از عايشه چنين نقل مىكند كه زينب ( بنت جحش ) به مقامى رسيد كه هيچ كس به آن نرسيد ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله به او بشارت داد كه به زودى به وى ملحق مىشود و همسرش
هامش
( 1 ) . هود ، آيهء 108 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 144 .