همين مضمون در كتاب شريف كافى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده « 1 » و با تعبير مشروحترى در كلام امام على بن موسى الرضا عليه السلام ديده مىشود ؛ آنجا كه فرمود :
« إِنَّ لِلْقُلُوبِ إقْبالًا وَإدْباراً وَنِشاطاً وَفُتُوراً فَإذا أقْبَلَتْ بَصُرَتْ وَفَهِمَتْ وَإذا أدْبَرَتْ كَلَّتْ وَمَلَّتْ فَخُذُوها عِنْدَ إقْبالِها وَنِشاطِها وَاتْرُكُوها عِنْدَ إدْبارِها وَفُتُورِها
؛ دلها اقبال و ادبار و نشاط و سستى دارند . هنگامى كه اقبال كند ( و پرنشاط باشد ) حقايق را به خوبى مىبيند و مىفهمد و هنگامى كه ادبار كند ، ناتوان و ملول مىگردد ، بنابراين در هنگام ادبار و نشاط به سراغ آن برويد و در هنگام ادبار و فتور آن را رها سازيد » . « 2 »
حقيقت اين است كه روح آدمى نيز مانند جسم او حالات مختلف دارد ؛ گاه انسان از نظر جسمى خسته و ناتوان است ؛ در اين هنگام اگر كارى به او واگذارند به يقين به صورت كامل انجام نخواهد گرفت ؛ يا خطا و اشتباه مىكند يا ناقص به جا مىآورد ؛ اما هنگامى كه جسم انسان داراى نشاط و قدرت و نيرو است ، هر كارى را به خوبى انجام مىدهد . روح انسان نيز همينگونه است و به تعبير بعضى از عرفا گاه در حالت قبض است و گاه بسط ؛ در حالت قبض بايد فشارى به خود نياورد ؛ اما در حالت بسط انسان بايد با شتاب به سراغ اهداف سازنده برود .
مطالعه در حال نشاط لذتبخش و عميق و پرفايده و در حال ملالت و ادبار خستگىآور و بسيار سطحى و گاه آميخته با انواع اشتباهات است .
به همين دليل در همه جاى دنيا براى بهرهورى بيشتر از كار كارگران و كارمندان ، سعى مىكنند عوامل نشاط را براى آنها فراهم آورند و مرخصىها ، جايزهها و تزيين محل كار و اطراف آن و استفاده از درختان سرسبز و باغچههاى پرگل همه براى ايجاد نشاط است . البته آنها از وسايل نامشروعى مانند انواع
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 454 .
( 2 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 55 .