اين نكته واقعيتى ملموس و شايان دقت و عبرت است ؛ فى المثل كسى كه فرزند ندارد واقعاً در زحمت است ؛ اما هنگامى كه خدا اين نعمت را به او ارزانى مىدارد مشكلات زيادى براى نگهدارى و اداره و تربيت فرزند به سراغ او مىآيد ، هنگامى كه مركبى ندارد در زحمت است و وقتى صاحب مركبى شد آسودگىهاى ديگرى را از دست مىدهد و هنگامى كه نام و نشان و شهرتى پيدا مىكند به نعمتى رسيده اما نعمتهاى ديگرى را به سبب اين شهرت از دست مىدهد . در واقع تمام نعمتهاى دنيا اينگونه است كه نعمتها با هم جمع نمىشوند ، بلكه يكى مىآيد و ديگرى از دست مىرود .
در چهارمين نكته كه بىشباهت به نكتهء قبل نيست مىفرمايد : « انسان به استقبال هيچ روز از عمرش نمىرود جز اينكه از روز ديگرى از عمرش جدا مىشود » ؛
( وَ لَايَسْتَقْبِلُ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ )
. گرچه هر روزى از عمر نعمتى از نعمتهاى گرانبهاى الهى است ولى اين نعمت از سرمايهء عمر انسان برداشته مىشود و او را يك گام به مرگ نزديكتر مىكند .
اين شبيه همان چيزى است كه در يكى ديگر از گفتارهاى حكيمانهء امام عليه السلام ( در حكمت 74 گذشت ) كه مىفرمايد :
« نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ
؛ نفسهاى انسان گامهاى او به سوى پايان عمر است » بسيارند كسانى كه از اين نكته غافلند ؛ گويى عمر خود را در اين دنيا جاويدان مىدانند به همين سبب به سادگى روزها و ماهها و سالهايى را به هدر مىدهند بىآنكه چيزى در برابر اين سرمايهء عظيم دريافت دارند .
اين حقيقت را قرآن مجيد به صورت ديگرى بيان كرده ، مىفرمايد : « وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِى خُسْرٍ » ؛ سوگند به عصر كه انسان در زيانكارى است » . « 1 » چه
هامش
( 1 ) . عصر ، آيهء 1 و 2 .