شرح و تفسير چهرهء واقعى دنيا و سرانجام دنياپرستان
امام عليه السلام در اين گفتار نورانى چهرهء واقعى دنيا را به همگان نشان داده و از بىوفايى و ناپايدارى و مشكلات گوناگون آن سخن مىگويد ؛ سخنى كه از جان مولا برخاسته و بر جان مىنشيند . حضرت در آن به شش نكتهء مهم اشاره كرده است : نخست مىفرمايد : « انسان در اين دنيا هدفى است كه تيرهاى مرگ همواره به سوى او نشانهگيرى مىكند و ثروتى است كه مصائب ، در غارت آن شتاب دارند و بر يكديگر سبقت مىگيرند » ؛
( إِنَّمَا الْمَرْءُ فِي الدُّنْيَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِيهِ الْمَنَايَا ، وَنَهْبٌ تُبَادِرُهُ الْمَصَائِبُ )
. « غرض » به معناى هدفى است كه به آن تير مىاندازند و « تَنْتَضِلُ » از ريشهء « نضل » ( بر وزن عزل ) به معناى غلبه در مبارزه و « منايا » جمع « منية » به معناى مرگ است .
جالب اينكه در اين عبارت انسان به دو چيز تشبيه شده ؛ يكى هدفى كه تيراندازان آن را نشانه مىگيرند و ديگر سرمايهاى كه غارتگران آن را چپاول مىكنند .
انسان آن هدف است و عوامل مرگزا تيرهايى كه به سوى او پرتاب مىشوند .
وجود انسان و استعدادهاى فراوان او همان سرمايهء عظيمى است كه مصائب مختلف به غارت آن مىپردازند و به همين دليل آرامش واقعى هرگز در اين زندگى ديده نمىشود . چگونه انسانى مىتواند آرامش داشته باشد در حالى كه