شرح و تفسير روزهداران بىنصيب و شب زندهداران بىخبر !
مىدانيم عبادات نيز مانند انسان ، روح و جسمى دارند . امام عليه السلام در اين كلام حكيمانهاش اشاره به عبادات بىروح و كمنتيجه يا بىنتيجه كرده مىفرمايد : « چه بسيار روزهدارانى كه از روزهء خود جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى نمىبرند و چه بسيار شب زنده دارانى كه از قيام شبانهء خود جز بىخوابى و خستگى ثمرهاى نمىگيرند . آفرين بر خواب هوشمندان و افطارشان » ؛
( كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَالظَّمَأُ ، وَكَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَالْعَنَاءُ ، حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَإِفْطَارُهُمْ )
. « سَهَر » ( بر وزن سفر ) به معناى شببيدارى و « عَناء » به معناى رنج و تعب است .
همانگونه كه در بالا اشاره شد عبادات ، ظاهرى دارد و باطنى يا صورتى و سيرتى ؛ صورت عبادات افعالى است كه در ظاهر بايد انجام شود ؛ ولى باطن آنها فلسفههاى تربيتى است كه نتيجهء آن قرب الى الله است . براى رسيدن به اين نتايج قناعت به شكل عبادات كافى نيست بلكه توجه به آداب آن نيز لازم است .
مثلًا در نماز اگر حضور قلب نباشد و انسان اذكار و افعال آن را در حالى بجا آورد كه فكر او مشغول برنامههاى دنياى مادى اوست به يقين از نتايج تربيتى آن كه باز داشتن از گناه ( نهى از فحشا و منكر ) و قرب الى اللَّه
( الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلُّ تَقِىٍّ ) « 1 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 265 .