گرچه تعبير به « مسالمت » با « احتمال » تفاوت زيادى ندارد ولى « احتمال » اشاره به خويشتندارى و « مسالمت » اشاره به خوشرفتارى با مردم است . در واقع « احتمال » مفهومى در رابطه با خويشتن دارد و « مسالمت » در رابطه با ديگران .
سپس امام عليه السلام در چهارمين و آخرين نكته مىفرمايد : « آنكس كه از خود راضى باشد افراد خشمگين بر او بسيار خواهند بود » ؛
( وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ )
. دليل آن روشن است ، زيرا فرد از خود راضى انتظار دارد ديگران براى او احترام فراوان قائل شوند ، همه به او سلام كنند ، در مجالس ، صدر مجلس را به او اختصاص دهند ، روى حرف او سخنى نگويند و پيوسته زبان به مدح و ثنايش بگشايند . هنگامى كه اينگونه احترامات را نمىبيند و مردم او را در جايگاه اصلىاش مىشناسند نه آنچه خودش ادعا دارد نسبت به مردم بدبين مىشود و زبان به بدگويى مىگشايد و بىاعتنايى پيشه مىكند و همين امر مردم را به او خشمگين مىسازد . به ديگر سخن ، اين صفت زشت هم او را نسبت به مردم خشمگين مىسازد كه به گمانش حق او را ادا نمىكنند و قدر او را نمىشناسند و هم مردم را نسبت به او .
به عكس ، كسانى كه خود را در جايگاه نقد و انتقاد قرار مىدهند متواضعانه با مردم برخورد مىكنند ، هرگز خود را طلبكار نمىدانند و پيوسته براى ديگران احترام قائلند و اين امر دوستان فراوانى براى آنها جلب مىكند .
در نامهء مالك اشتر خوانديم كه فرمود :
« إِيَّاكَ وَالْإِعْجَابَ بِنَفْسِكَ وَالثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُكَ مِنْهَا وَحُبَّ الْإِطْرَاءِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِي نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ « 1 » مَا
يَكُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ ؛
از خودپسندى و تكيه بر نقاط قوت خويش و علاقه
هامش
( 1 ) . « يمحق » به معناى نقصان و كم شدن تدريجى و سرانجام نابود شدن است .