جاى نساء « إماء » آمده است كه اشاره به كنيزانى است كه در دربار خلفا بودند و مورد علاقهء شديد آنها قرار داشتند . آنها نيز از اين علاقه استفاده كرده و در مسائل حكومت دخالت مىكردند و حتى افرادى كه مىخواستند در امور حكومت تأثير بگذارند گاهى از طريق آنها در خليفه يا پادشاه نفوذ مىكردند .
بعضى از روانشناسان امروز معتقدند زنان در مسائل جزيى دقيقتر از مرداناند ؛ ولى در تصميمهاى كلان مشكل دارند و به همين دليل امر حكومت كه نياز به كلان نگرى دارد براى آنها مشكل است .
منظور از « امارة الصبيان » ( حكومت كودكان ) ممكن است مفهوم ظاهرى آن باشد كه در طول تاريخ بارها كودكان كم سن و سالى به حكومت رسيدهاند و امر حكومت به دست مادر يا بستگان نزديك آنها انجام مىگرفت و يا معناى كنايى آن مراد باشد ؛ يعنى كسانى كه افكار بچهگانه دارند و دورنگر نيستند و افكار عميق ندارند .
نيز « تدبير الخصيان » ( تدبير خواجهها ) ممكن است همان معناى ظاهرى آن مراد باشد كه در بعضى از دورانهاى تاريخى وجود داشته و خلفا يا پادشاهان حرمسراى گستردهاى داشتند و مردانى را بر آنها مىگماردند كه خواجه باشند تا بتوانند بر آنها اعتماد كنند . آنان با كمك همسران پرنفوذ شاهان و خلفا منويات خود را در حكومت اجرا مىكردند و كسانى كه در حاشيه بودند از نفوذشان استفاده مىكردند و به اين ترتيب نظام جامعه در مسيرهاى غلط و در طريق منافع اشخاص خاصى قرار مىگرفت .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور معناى كنايى آن باشد ، زيرا خواجهها به علت از دست دادن مردانگى ظاهرى خود بسيارى از صفات مردان را نيز از دست مىدادند و تدبير آنها تدبير ضعيفى مىشد تا آنجا كه بعضى گفتهاند : در ميان خواجگان در طول تاريخ كمتر نابغهاى پيدا شده است .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٠٢