و زيبايىها را مبغوض مىدارد ، مغرور شود » . « 1 »
اگر در آثار زيانبار مدح و ستايشهاى افراطى و تملقآميز خوب بينديشيم خواهيم ديد كه اثرات آن فوق العاده مخرب است ؛ از يك سو انسان را مغرور مىكند و همين غرور مانع راه تكامل او مىشود و از سوى ديگر عيوب و نقايص خود را نمىبيند ، بلكه گاه آنها را حسن مىشمرد و در مقام اصلاح خويشتن بر نمىآيد و از سوى سوم ، غالبا به مداحان علاقه پيدا مىكند در حالى كه آنان خواستههاى نامشروعى دارند و او به انجام خواستههاى نامشروعشان كشيده مىشود و عمل خود را به نوعى توجيه مىكند .
در اينجا سؤال معروفى است كه چگونه امام عليه السلام با آن مقام عصمت اعتراف به نقص يا گناه در خويشتن مىكند و از خدا آمرزش مىطلبد ؟
بعضى در جواب اينگونه تعبيرات و تعابير ديگرى كه در دعاها آمده و امامان معصوم عليهم السلام با تمام وجودشان از خداوند طلب آمرزش مىكنند مىگويند ، اينگونه سخنان همه به عنوان سرمشق براى مردم است و خودشان به آن نيازى نداشتند .
اين توجيه ، توجيه صحيحى به نظر نمىرسد و با لحن دعاها سازگار نيست ، به خصوص اينكه از رواياتى استفاده مىشود آنان هنگام خواندن اين دعاها اشك مىريختند و به خود مىپيچيدند و بىتابى داشتند .
جمع ديگر معتقدند كه اينها همه به سبب ترك اولىهايى است كه انجام دادهاند . معناى ترك اولى اين نيست كه - نعوذ بالله - خلافى انجام شده باشد ، بلكه ممكن است از مستحب مهمترى به مستحب كمترى منتقل شده باشند ؛ مثلا اگر كسى در اطراف خانهاش دو مسجد باشد يكى دور تر و پرجمعيت و ديگرى نزديكتر و كمجمعيت به يقين جماعت پر جمعيتتر از جماعت كم جمعيتتر
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 1137 .