بردبارى و تدبير شد آثار عميقى از خود به جاى مىگذارد .
منظور از مباهات به عبادت و بندگى پروردگار اين نيست كه انسان عباداتش را به رخ مردم بكشد ، بلكه مقصود آن است كه افتخار واقعى او به بندگى پروردگار باشد و در درون وجود خود به آن مباهات كند . شبيه جملهاى كه از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه به پيشگاه خداوند عرضه مىدارد :
« إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً »
. « 1 »
آنگاه امام عليه السلام در پايان اين گفتار به نكتهء مهم ديگرى اشاره كرده و خير و سعادت دنيا را در دو چيز خلاصه مىكند و مىفرمايد : « دنيا فقط براى دو كس خوب است : كسى كه گناهانى كرده و مىخواهد با توبه جبران كند و كسى كه با سرعت به سراغ كارهاى خير مىرود » ؛
( وَلَا خَيْرَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ : رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ ، وَرَجُلٍ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ )
. حقيقت امر نيز همين است ، زيرا اگر ما دنيا را به صورت يك گذرگاه براى زندگى جاويدان آخرت تصور كنيم به عنوان يك منزلگاه و هدف ، خواهيم دانست بهرهاى كه انسان مىتواند از اين مزرعه يا از اين بازار براى سراى ديگر ببرد يا جبران گناهان است و يا سرعت در خيرات .
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 402 ، ح 23 .