به عكس ، عالم با عمل كه آثار علم در جوارح او ( جوارح جمع جارحه به معناى اعضاى بدن ) و اركان بدنش ( اشاره به اعضاى مهم و رئيسى مانند چشم و زبان و دست ) ظاهر شده در نظر همهء مردم محترم و مورد اعتماد و در پيشگاه خدا نيز رو سفيد است . اضافه بر اين علم آميخته با عملش مردم را به سوى خدا و فضايل اخلاقى جذب مىكند و پاداشها و بركاتِ هدايت ناس را براى خود فراهم مىسازد .
قرآن مجيد ، عالم بىعمل را به چهارپايى كه كتابهايى بر او حمل كردهاند تشبيه نموده مىفرمايد : « كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » . « 1 »
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه پيوسته عرضه مىداشت :
« أللَّهُمَّ إنّى أعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ وَمِنْ قَلُبٍ لا يَخْشَعُ وَمِنْ نَفْسٌ لا تَشْبَعُ وَمِنْ دَعْوَةٍ لايُسْتَجابُ لَها ؛
خدايا به تو پناه مىبرم از علمى كه سودى نمىبخشد و قلبى كه خشوع در آن نيست و نفسى كه هرگز سير نمىشود و دعايى كه هرگز مستجاب نمىگردد » . « 2 »
در خطبهء 110 از خطبههاى نهجالبلاغه خوانديم كه امام عليه السلام مىفرمايد :
« وَإِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لَا يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ ؛ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ أعْظَمُ ، وَالحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ ، وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَمُ ؛
به يقين ، عالمى كه به غير علمش عمل مىكند همچون جاهل سرگردانى است كه هرگز از جهل خويش به خود نمىآيد ! بلكه حجّت بر او عظيمتر و حسرتش پايدارتر و سرزنش او در پيشگاه خدا سزاوارتر است ! » .
بلكه از بعضى از روايات استفاده مىشود كه اگر انسان به علمش عمل نكند ، علم از او گرفته مىشود و در ظلمت جهل قرار مىگيرد . امام صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) . جمعه ، آيهء 5 .
( 2 ) . ميزان الحكمه ، ح 14005 و نظير آن در مستدرك ، ج 5 ، ص 70 ، ح 5381 آمده است .