پيرمرد سؤال كرد : چگونه ما مكره و مجبور نبوديم در حالى كه رفت و آمد ما تمام به قضا و قدر الهى بود ؟
امام عليه السلام فرمود : ( بقيه همانگونه است كه در نهجالبلاغه آمده است ) .
مرحوم سيّد رضى از اين حديث شريف به اين چند جمله قناعت كرده مىگويد : « اين بخشى از كلام امام عليه السلام است كه به سؤال كنندهء شامى هنگامى كه پرسيد : آيا رفتن ما به شام به قضا و قدر الهى بود بعد از سخنى طولانى بيان فرمود كه گزيدهاش اين است » ؛
( وَمِنْ كَلَامٍ لَهُ عليه السلام : لِلسَّائِلِ الشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ : أَكَانَ مَسِيرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَقَدَرٍ ؟ بَعْدَ كَلَامٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ )
. امام عليه السلام در ادامهء اين سخن چنين مىفرمايد : « واى بر تو شايد گمان كردى منظورم قضاى لازم و قدر حتمى است ( و مردم در كارهايشان مجبورند و اختيارى از خود ندارند ) » ؛
( وَيْحَكَ ! لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً ، وَقَدَراً حَاتِماً ! « 1 » )
. سپس افزود : « اگر چنين بود ، ثواب و عقاب الهى به يقين باطل مىشد و وعده و وعيد ساقط مىگشت » ؛
( لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَالْعِقَابُ ، وَسَقَطَ الْوَعْدُ وَالْوَعِيدُ )
. يعنى چگونه ممكن است خداوند كسى را به كار خوب مجبور كند و بعد به او پاداش دهد يا مجبور به گناه سازد بعد او را مجازات نمايد ؟ اين كارى ظالمانه و غير عادلانه است و چگونه ممكن است به كسى كه از خود اختيار ندارد وعده بدهند كه اگر فلان كار نيك را انجام دهى پاداشى چنين و چنان به تو خواهيم داد
هامش
( 1 ) . در تعدادى از نسخ به جاى « حاتم » « حتم » آمده و همان صحيحتر به نظر مىرسد ، زيرا به گفتهء بعضى « حاتم » به معناى حتم و قطعى در لغت عرب نيامده است . ( بهج الصباغه ، ج 8 ، ص 280 ) ولى با مراجعه به كتب لغت از جمله لسان العرب و كتاب العين روشن مىشود كه به شخص قاضى و داور نيز « حاتم » گفته مىشود ؛ يعنى حكمى را قطعى مىكند حتى اگر به كلاغ نيز « حاتم » گفته مىشود براى آن است كه عرب معتقد بود هنگامى كه او در برابر جريانى صدا مىكند شوم بودن آن را حتمى خواهد كرد ، بنابراين معناى « حاتم » با قدر تناسب دارد .