در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « خداوند متعال به داود وحى فرستاد :
« بَشِّرِ الْمُذْنِبينَ وَانْذُرِ الصِّديقينَ ؛
گنهگاران را بشارت ده و صديقين ( و الا مقام ) را بيم ده » ( داود تعجب كرد و ) عرض كرد : اى پروردگار چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ خداوند فرمود : گنهكاران ( پشيمان و نادم ) را بشارت ده كه من توبهء آنها را مىپذيرم و از گناهانشان صرف نظر مىكنم و صديقين را بيم ده كه از اعمالشان عُجب به خود راه ندهند » . « 1 »
در حديث ديگرى از آن حضرت چنين آمده است كه مىفرمايد : دو نفر وارد مسجد شدند يكى عابد بود و ديگرى فاسق اما هنگامى كه از مسجد خارج مىشدند فاسق ، جزء صديقان شده بود و عابد از فاسقان . سپس فرمود : اين بدان رو است كه چون عابد وارد مسجد شد به عبادت خود مىباليد و در اين فكر بود و فاسق هنگامى كه وارد شد فكرش در پشيمانى بود و پيوسته از گناهان خويش استغفار مىكرد . « 2 »
اين سخن را با حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم : خداوند به آن حضرت وحى فرستاد كه بعضى از بندگان من در مسير عبادت تلاش مىكند و شب از خواب خوش و بستر لذتبخش بر مىخيزد و مشغول عبادت مىشود و خود را در عبادت من به سختى و تعب مىاندازد . گاه من او را يك شب يا دو شب گرفتار خواب مىكنم تا در مسير صحيح گام بردارد ، زيرا هنگامى كه به خواب مىرود و صبح بيدار مىشود نسبت به خود خشمگين است و خود را سرزنش مىكند و اگر او را در آنچه از عبادت من مىخواهد آزاد بگذارم ، چه بسا عُجب و خودپسندى به او عارض شود و از اين راه حالتى به او دست دهد كه هلاكش در آن است . « 3 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 314 ، ح 8 .
( 2 ) . همان ، ح 6 .
( 3 ) . همان ، ص 60 ، ح 4 .